My EunHae Reality

طبقه بندی موضوعی

فن فیک هم نفس قسمت یازدهم

سه شنبه, ۲۶ شهریور ۱۳۹۸، ۰۸:۴۹ ب.ظ

 

"هم نفس"

زوج : ایونهه

ژانر : عاشقانه

هپی اند

نویسنده : شقایق

قسمت یازدهم

 

 


 

 

خیلی داره زود میگذره ها .. الان یازده قسمت گذشته..

نظرتون چیه که منم مثل بقیه هفته ای یه بار آپ کنم🤭؟ 

من خیلی حال و هوای آپ کردن توی وب و حرف زدن با خواننده ها رو دوس دارم

اصن یه چیز فرای لذت بخشه مخصوصا خوندن حرفای قشنگتون💙

 

راستی بچها

میدونستین من اگه هم نفسو رمزی کنم و رمزو به خواننده های اینجام بدم حداقل 120 نفر تو خماری میمونن؟😐

خیلی زیاده نه؟ به همین اندازه هم ناراحت کنندس..

 

بگذریم.. خب بریم سر این قسمت

این قسمت عین یه طوفانیه که ناگهانی میاد و میره :)

به همون اندازه مهیج و به همون اندازه که اثراتش هیچ وقت از بین نمیرن:)

من خودم عاشق این قسمت و به بعدشم*-*

 

شاهزاده های دوس داشتنیه قصه ی ما... 

 

 

نظرات  (۴۷)

میشه کانگین همیشه خونه خودش بمونه؟😁😂

آقای راننده بپاااااااااااااااا😲😲😲

بله😐انتظار نداشتم به دونگهه خورده باشه ماشین😭😭😭😭😭

خب هیوک به همسرش اهمیت میده /"  بای😭

فوران احساسات😭

ممنون عالی بوددددددد😃😚

پاسخ:
اولش اینو میگی ولی بعدش انقد دلت برا کانگین تنگ میشه ک میگی بیارش تو داستان
، 🤭🤭🤭

من داستانتو شبا قیبل خواب میخونم.  این شباام هرشب بارون میاد و اون لحظه هایی که با صدای بارون میخونمش واقعا از عمرم حساب نمیشه. انقدررررر که حس خوبی داره. صبحا فک میکنم خواب دیدمش:/  

انقدر خوب محیطو وصف میکنی که جدا حس اینو داره که انگار اونجایی.  فقط وقتی هیوک فندکو گرفت نزدیک صورتش و نزدیک شدن صورتاشون به هم.  بارها و بارهااااا از رو جمله هات خوندم بسکه لذت بخش بود حسش 

پاسخ:
وااای عر پس تویه چه موقعیت بهشتی هم نفسو میخونی 😍😍😍😍
لذت خوندن چند برابر میشه اینطوری😖😍💙 میفهممت واقعا یه طور دیگه ایی میگذره این موقعا :)
جانممم خب اینطوری تعریف نکن دلم ریخت😖😖
خیلی خوشحالم که همچین حسای قشنگی دست میده بهت واقعا میگم😍
امیدوارم تا آخرش لذت ببری از خوندن هم نفس 👽🚬

سلام
هیوک چرا در مورد مست کردن به دونگهه هشدار داد؟!
اینکه حوصله ی جمع کردن نعش جوجش رو نداره فقط یه بهانه بود برای اینکه قضیه ی دفعه ی قبل توی بار، دوباره اتفاق نیفته یا چی؟!🤔
مگه مشتاق نبود تا صدای ناله های دونگهه رو بشنوه؟!😏
الان که دیگه کانگین هم نیست بخواد جلوی کسی رو بگیره!
گویا مستر هات داگ نظرشون در این مورد تغییر کرده😏

اوه... البته ایشون یه مدتی هست به این نتیجه رسیدن که در حال حاضر دونگهه قانونا مال اونه😎

پاسخ:
سلام
فقط بهونه ش بود 
چون دفه ی قبل دونگهه مست کرد میدونه چجوری لش میشه میوفته واسه همین گف دیگه کانگ نیست جمعت کنه 
پس منم نمیکنم 
ولی دو دقیقه بعدش وقتی هائه تصادف کرد آسمونش ب زمین دوخته شذ:) 

کاشکی این داستان خیلی طولانی باشه خیلی!!! اصلا دوست ندارم تموم بشه:( همین حالا با عاشقانه های کوچیک و لمس های کوتاهشون ضعف کردیم، با تنلگرهای بیشتر که باعث شدید تر شدن احساسشون بشه که دیگه میمیریم:') 

پاسخ:
داستان طولانی ایه.. حتی وقنی مرحله ی پذیرفتن عاشقی رو بگذرونن بازم یه پستی بلندیهای در انتظار شونه
تا ب خوشی مطلق بخوان برسن. پس مطمئین باش راضیت میکنه 

خیلی شیرین بود خیلی:) حسی که هیوک داره یعنی حسی که کم کم درونش شکل گرفت آدمو ذوب میکنه و اینکه خیلی خیلی فضاها رو عالی تجسم کردی جوری که سرما یا گرما تاریکی یا روشنایی رو از درون کلمات به آدم القا میشه:) من حتی میتونم اون حس خنک صبح که هائه ازش لذت میبره یا طعم قهوه ای که میخورد رو حس کنم و این هنر قلمت رو میرسونه^^ 

از ضعف رفتن دلم واسه غیرتی شدن هیوک که نگم... آدرنالین آدمو فعال میکنه:) همسر گفتنش با اون میم مالکیت که دیگه تیر خلاص بود:') 

پاسخ:
:))
من رو توصیف صحنه ها خیلی حساسم راستش.. تو هر موقعیتی هر جایی ک باشن حتما باید جزئیات بدم ک خواننده هم مثل چیزی ک تو ذهن دام تجسم کنه 
حالا هم خوشحالم ک میگی اینطور بوده برات*-*
من از دست هیوک تپش قلب گرفتم 

وای چقدر طوفان قشنگی بود❤ یعنی صحبت کردنای آرومشون منو میکشه😍😭 چقدرررر منتظر بودم دوباره با هم برن بار! وای چقدر جذاب غیرتی میشه هیوک. چقدر دوست دارم که دونگهه دیگه لجبازی نمیکنه. چون دعواها و لجبازیاشونو دیدیم اصن خود بهشته این آروم بودنشون با هم💙 

تاکسی خر😠 داغون کرد ماهیمو☹ توصیفاتت خیییلییی لطیف بود❤ حس ترس و معصومیت دونگهه تو چشماش، حس نگرانی و اضطراب هیوک توی حرکاتش و حرفاش❤😭❤😭

دکترو بگو! مرتیکه منحرف😠 خوب حالشو جا آورد هیوک😊 چقدر توضیح دونگهه ناز بود😍 《اولش اصلا متوجه منظورش نشدم، خیلی گیج و منگم》 و چقدر شیرین تر بود لحن هزار برابر متفاوت هیوک با عروسکش😍😭

بدجوری گرفتار هم شدن❤ یکی دوتا تلنگر دیگه فکر کنم کارو تموم کنه واسه جفتشون! خیلی عوض شدن😍 یعنی میشه کانگین برمیگرده مچشونو تو لحظه حساسی بگیره؟! خب کانگینم دل داره طفلک! خون دل خورده از دست این دوتا پسربچه تخس😁  مثل ما نمیدونه چه خبره که😄

نمیشه طوفان با همین فرمون بره جلو؟🤪

چه دوراهی سختی! من دوبار در هفته هم میمیرم تا آپ کنی ولی به هیچ وجه دلم نمیخواد زود تموم شه! اصلا دلم نمیخواد به آخرش و اینکه تموم میشه فکر کنم! قلبم به درد میاد💔😭😶

بوس تو لپت😘💙

پاسخ:
خداروشکر 🤩 بخاطر اینه ک از اول داستان حرفاشونو دیالوگاشونو با جنگ و دعوا ادا میکردن، با اخم و تنفر ولی حالا هر حرفی بینشون رد و بدل میشه هر چقدرم ساده و معمولی باشه ب دل میشینه چون آروم تر شدن
ن دونگهه ای ک تو پر قو بزرگ شده بود تا حالا دچار چنین اتفاقی شده بود و نه هیوک تا حالا تو این موقعیت قرار گرفته بود 
واسه همین واکنش های هردوشون خیلی ساده و صادقانه بود د همین باعث شد ته دلمون قلقلک شه 
کانگین خیلی تیزه هر تغییری ک ب وجود اومده باشه رو سریییع میگیره 😎
واقا سخته، ن من و ن شما دلمون میخاد ک تموم شه از طرفی هم آپ یه بار در هفته سخته براتون 
😚😚😚

سلام عزیزم

من کل قسمتا رو تا اینجا جمعه خوندم خیلی شیرین بود

من معمولا چن قسمتی جمع میکنم بعد میخونم هم به خاطر اینکه درگیر پایان نامم هستم هم لذت بخشه

خوندن چندتا پشت هم و میخواستم بگم

واقعا قلم زیبایی داری

واینکه واقعا از دعواهاشون لذت بردم

دوست نداشتم زود همچی گلستون شه که با مهارت این کارو کردی

کوچیکترین نزدیکی و ابراز علاقه با وجود دعواها و تو سر وکله هم زدنا خیلی میچسبه

ممنون عزیزم 

پاسخ:
سلام *-*
آره قبول دارم فیک خوندن وسط کارای سخت چقد لذت بخشه 
امیدوارم موفق باشی تو کارت و هم نفس بهت حس خوبی بده موقع استراحت 
از اولش سعی کردم با منطق یک زندگی عادی و روال پیش ببرمش نه فانتزی و خیالات عاشقانه 
امیدوارم همینطور بوده باشه 
خواهش میکنم عزیزم💙

😭😭😭😭

خیلی خوشکل بود

دیشب که خوندمش تا صبح خوابشو دیدم😭😭😭

لنتی رابطه شون خیلی زیادی داره جیگر میشه😭😭

خسته نباشی عالی بود❤

به نظر من که دو روز در هفته کمم هست😁🙊

پاسخ:
چ خواب بهشتی ای 😍
آره الان تو مرحله ی دل ضعف کن هستن 
سلامت باشی 🙆🏻‍♀️
عاح🤭

سلام نویسنده جونم چقدر که من عاشق نوشته هاتم کم گفتم

یه جمله است که میگه

دوست داشتن به تعداد گفتن نیست

حسی است که باید بی کلام هم لمس شود 

الان این شرح حال دل هیوکه که به دونگهه پیدا کرد خیلی چیزا رو نمیتونست به زبون بیاره ولی این اتفاق که برای دونگهه افتاد قلبش بهش گفت نمیتونه بهش دروغ بگه و بیشتر از اینا براش اهمیت داره 

این قسمت اینقدر احساسی نوشتیش ادم میمونه از کجاش بگه 

عاشق همسر گفتناش شدم تاج سرشه خوشتیپ جانم

من خیلی هم نفسو دوست دارم بعضیا بی انصافی میکنن برای فیک به این قشنگی کامنت نمیزارن خواهش میکنم دو بار تو هفته که اپ میکنی سر جاش باشه اگه خودت سلاح میدونی فقط رمزیش کن دستت دردنکنه😍😍😍🔫🔫🔫🔫🔫🔥🔥🔥

پاسخ:
سلام عزیزم این از خوبی شمااااس🤩
چ قشنگ.. 
شرح حال ایونهه ی داستان و به خصوص هیوکمونه.. 
و اون اتفاق خیلی بهونه ی خوبی بود تا هیوک ب خودش بیاد 
و دونگهه در واکنش به تغییرات هیوک بفهمه اونم فقط واسش یه اسم تو شناسنامه نیس 
حالا عیب نداره متن توقع ندارم همه اینکارو کنن ولی یکم بیشتر از همیشه قدر بدونن:(
باشه عزیزم 🙆🏻‍♀️😍

سلاااام و خسته نباشید خدمت نویسنده گل😍😍😍
میدونی چقدر عاشق فیک هاتم؟😭😭😭
در هر صورت این میل خودته و حق داری اگه بخوای رمزی کنی😉
ولی خدایی ما رو از این نعمت دریغ نکن😭😭😭😭
به جان خودم اگه هفته ای یه بار آپ کردی خودمو میییییکشممممم😭😭😭
من همه فیک هات رو بالای پنج بار خودم و عاشق قلمتم😭👍
چه جوری میتونی اینجوری بنویسی لعنتی؟؟؟؟
این فیکتم تازه شروع کردم و میخوام حسابی دنبال کنم👍👍👍
در موردش چی بگم اخه؟
فقط میتونم بگم وقتی دارم میخونم حس میکنم اونجا ام و میتونم اون لحظه رو از نزدیک حس کنم
جوری که حس میکنم اون لحظه کارشون هستم و دارم کار هاشون رو میبینم
عمق عصبانیت هاشون رو حس میکنم و وقتی دونگهه ناراحت هست میتونم درکش کنم
برعکس من حس میکنم واقعا نیاز بود کانگین تنها شون بزاره...
انگار با رفتنش یه جورایی حس کردن اگه دعوا کنن دیگه هیچ چیزی جلوشون نیست که همو نکشن
مراعات میکنن و سعی میکنن خیلی به هم سک نزنن
نمیتونم حدس بزنم کدومشون قراره استارت این علاقه رو بزنه
نگاه خیره ی هیوک یا لرزیدن دل دونگهه
ولی انگار تازه دارن همو میبینن جوری که حتی توی این یکسال بهم خیره نشده بودن
کم کم درک میکنن که ارزششون برای هم چقدر و به نظرم این تصادف بازم بود
خوبه که جریانش کش نیومد👍
چون اون موقع یکم لوس میشد
خطاب گرفتن همسرم و اون غیرت ناگهانی هیوک
و و و
میتونم بگم این پارت به تنهایی برای کشتن شیپرا کافی بود😭😭😭😭
مرسی گلی واقعا عاشقتم😭😍💙👍

پاسخ:
سلام علیکم 😍
مطمئن باش نمیزارم حق کسایی ک همیشه باهام بودن ضایع شه 
میدونم یه هفته آپ و انتظار چقد میتونه سخت باشه 
مرسییی ک دوسش داری 
نه فقط هم نفس بللکه همه ی نوشته هامو ک میگی چندین بار خوندی 
هم نفس بهتره یا قبلیا؟ 😍
هیچ تفاوتی پیشرفتی از قبل تا الان داشتم؟
شاید این احساس نزدیکی بهشون بخاطر اینه ک خودم موقع نوشتن ب طرز حساسی باید حواسم باشه ک الان شبه روزه چ ساعتیه و دارن چکار میکنن.. اگه جزئیات رو ننویسم عین این میمونه ک دا ی یه فیلم ناقص و کات شده رو میبینی.. حالا موقع فیلم دیدن ببیننده همه چیو میتونه ببینه. احساسات تو صورت بازیگر، لباسای تنش و کاری ک داره میکنه 
و بخاطر همینم تو نوشته م باید همه ی اینا رو جا بدم ک خواننده اینبار اونا رو ببینه.!
آره شاید تو این یه سال بهم نگاه کردن ولی هیچ وقت خیره نشدن بهم 
خواهش عزیزم لطففف داری🙆🏻‍♀️💙

هنوز نخوندم ولی کل 4و5وجمعه منتظرش بودم 😭انقددرگیری کاریم زیاده ک وقت نشد دیگ نرم سرکار یا چی😪 لازم نیس بخونم بعد نظر بدم کلا فوق العادن نوشته هات.. تازه دارم the 5years رو میخونم😍بگو سد اند نیست بگووووو😍😍😍

پاسخ:
الهی😥بیا آرزو کنیم یه شیش ماه همه اداره ها بسته شن راحت شیم-_-
بخون نه اصلا سد اند نیس😍😍😍

جیغععععععععغععععععغ،عرررررررررررر

شقا جوننننننننننن

آجییییییی جونننننننننن

دیروز یه سکته ناقص زدم،میدونی از کی منتظر بودم،نزدیکای ۸،مهمون اومد،عررررر،تا خواستم،گوشیو بردارم،مامانم داد و بیداد،اینو ببر اونو ببر،وای جیغععععع

نمیدونی یواشکی خوندن چه حالی میده،از بس لپمو از تو گاز گرفته بودم که صدام در نیاد،زخم شده،عرررر چی بود!!!!چقد شیرین،ناز،ماه،قشنگ،هات،.......من تحملشو ندارم،همون بهتر با هم دعوا کنن و تو سر هم بزننن،

هوس سیگارکردم،این دوتا دیونه تو همه چی بهترینن،البته تنهایی که حال نمیده،هیوک بیا به جای سیگار منو اتیش بزن،راحتم کنننن،

چقد عالی همه چیو توصیف میکنی،معرکه ایی،گلههههههه منننننن

منم فک میکنم اون راننده رو خدا فرستاده،هیچ چی به حکمت نیس،

همسرممممممم،این میم منو کشته،واقعا چه هماهنگییی،!!

دستاشو گرفععفففففتتتتتت نلبعداماب وباندیاک باتلقب تج

دیگه نمیگونجه،الهی من تب کنم پرستارم هیوک باشه

اخ جون هاعه واداد،البته قبلا دوبار سر پیانو زدن وا داده بود ،این دفعه زیادی بود،

هر کاری دوس داری بکن ولی هفته ایی یه بار اپ نکن،میمیرممممممم

قربونتتتتت،ماچ موچ

پاسخ:
جاااااااااااااااااااان
اه اه چقد بد موق اومدن، دقیقا نزدیکای آپ هم اومدن.. من ک مهمون دوس ندارم-_-
ولی اون مزه ی یواشکی خوندن و هیجانشو ازت خریدارم 🥺
خدا کنه هم نفس آخرش باعث نشه خواننده هام برن سیگاری بشن، خودم ک خیلی هوس میکنم :|
آره دیگه از بس گفتین راننده هه فرشته ای چیزی بوده منم باورم شد اومدنش تو داستان حکمت داشته 
همسرم گفتنش ک هیچ.. من حتی وقتی فعلاشو جمع میبنده و میگه ما، دیوانه میشم.
اره هائه این بار قلبا پذیرفت هیوک فقط یه هم خونه ی ظاهری نیس واسش 
باشه باشه فدااات، ماچ 

سلااامم 

اینجا داره بارون میاد برا همون نتم قطعو وصل میشه 

دیشب خواستم فیکو بگیرم برات نظر بزارم ولی اصلا نتم نیومد بیبخشید اگه دیر شد🙁🙁🙁

در مورد کپشنت خب تو نویسنده هستی پس نظر خودت تو اولویته

بعد خواننده هات چون راست میگی تعداد کسایی که نظر میزارن کمتره

اگه تو هفته ۲بار آپ کنی که خیلی خوبه ولی اونموقع خیلی زود تموم میشه دلمون برا تو فیکت تنگ میشه خو

بازم تصمیم با خودت من به نظر تو  احترام میزارم لاوم💙💙

و در مورد فیک نمیدونم واقعا چی بگم انقدر فضاش ارومو قشنگه که آدم خود به خود احساس آرامش میکنه

واقعا این رابطه آرومو بینشون دوست دارم

وایییی هیوک قربونش برم دوباره غیرتی شدددد

عاشق وقتاییم که هیوک غیر مستقیم دونگهه رو از بقیه دور میکنه😍😍ایییششش این راننده تاکسیه  یهو از کجا پیداش شد اخه؟؟

ولی میدونی بعد که بهش فکر میکنم خوب شد که اینجوری شد چون اگه این اتفاق نمیافتاد هیوک نگران دونگهه نمیشد.نمیبردش بیمارستان. بالای سرش تا بهوش بیاد واینمیستاد. کت خودشو روش نمینداخت.وقتی دونگهه بیدار شد دستشو نمی گرفت.واس اون دکتر عوضی برای دست زدن به بدن همسرش غیرتی عصبانی نمیشددددد

پس ازت ممنونم که این تاکسی رو وسط داستان اینا قرار دادی💙💙خییللللللللیییییی قشنگ بودددد

امیدوارم قسمت بعدی هم همونطور که گفتی قشنگ باشه

حالا بگزریم که همیشه هس 

خسته نباشی شقایق جونم 💙

فایتینگ

پاسخ:
سلام*-*
چ اشکالی داره عزیزم هر چقدم دیر بیای من نظرتو میبینم 🤩🤩
مرسی ک انقد خوبی و فقط خواسته ی منو در نظر میگیری 💙
تنها خواسته ی منم همینه.. ک اون حس آرامشش بتونه منتقل شه به شماهابی ک میخونینش 
آره دیدی حتی نذاش دونگهه بفهمه دلیلش واسه نشستن روی صندلی کناری چی بوده 
فقط میخواس دورش کنه ک اون مرد بهش دید نداشته باشه 
یه جوری قشنگ برداشت کردی ک منم باورم شد اون راننده تاکسی رو خدا فرستاد وسط اون لحظه از زندگیشون 
ک شروع کننده ی احساسات مستقیم باشن😅💙
حتما ک هس 
سلامت باشی عزیزم 🙆🏻‍♀️

یادم رفت بگم نگو یه بار همون دو قسمت باشه 😢😭😭😭😭😭🤧🤧🤧

پاسخ:
دیگه اگه خودمم نخام بقیه ادمینا بهم اجازه نمیدن 🚶🏻‍♀️

سلام شقایق نازنینم❤💋

یکی از بهترین و قشنگ ترین قسمتا بودش روح ادمو به پرواز در میاری 

اینقدر که ناب و خاص مینویسی 

بالاخره این چشما کار خودشو کرد نگاه کردن بهش دلت رو قرص میکنه ،اروم میکنه با دل هیوکم این کارو کرد 

مگه میتونست از چشماش دل بکنه دل بستش نشه 

یه تصادف کوچولو بودبه ظاهر اما یه دنیا رو تو قلب جابه جا کرد بهش فهموند یکی هست توی قلبت که دوسش داشتی ولی ازش رد میشدی 

یکی از بهترین خاطره های دو تایی شون میشه که با یاداوریش خنده روی لبشون لباشون میفته

قربون مالکیتت بشم غیرتی شدنش هم شیرینه هنوز ندیدنت که همسرتو چقدر میخوای وگرنه به خودشون اجازه نمیدادن یه انگشت هم بهش بزنن 

طفلکی چقدرم ترسیده بود قربون اون چشمای تیله ایت اشکیت بشم اون دستای کوچولو میمردیم اگه یه چیزیت میشد عروسک جان هیوکیت 

کانگین اگه یه روزی برگرده هیچ وقت باور نمیکنه این دو تا اینقدر عوض شدن 

مرسی عزیز دلم قسمت یازده این قدر عالی بود با قسمت های بعدیش قراره چی بشه 

بازم مرسی که شنبه و سشنبه ها رو برامون قشنگ کردی درجه یکی 👌👏❤💋

پاسخ:
سلام قشنگم 🤩
خب خداروشکر ک اینطور به دل نشست 🥺
این جفت چشای دونگهه میتونن سنگ رو هم ذوب کنن دیگه هیوک که یه انسانه و قلب ساده هم داره بماند.. 
هیوک با اون غرور و ابهت و سرد بودنش آخرش تسلیم این چشا میشه و قصه سمت دیگه ای میره.. 
آره گاهی وقتا یه بهونه، هرچند کوچیک یا بزرگ ولی واسه این ک آدم ب خودش بیاد خیلی لازمه 
هیوکم همینطور بود 
حتی دونگهه هم همینطور 
ک فقط با شنیدن لفظ همسرم از زبون هیوک فهمید اشتباه میکرده ک فکر میکرده از هیوک متنفره 
خواهش میکنم عزیزم عالی که شمایی 😍

قربونش برم هیوک چه همسرم،همسرمی راه انداخته 

اون از کنسرت دیروزشون تو تایوان که دنبال همسرش میگشت.

بالاخره نمردیم و بعد ده قسمت پیشرفتی داشتیم از جوجه به همسر

خیلی خوشحالم که حرفات و کمی هم بفهمی،نفهمی تهدیدات اثر خودش رو کرد و زیرآبیا اعلام وجود کردن.

در هر دو مورد بهت حق میدم.چه بخوای یه قسمت آپ کنی و چه بخوای رمزیش کنی

پاسخ:
و آنگاه ک تازه واژه ی همسر براشون معنا پیدا میکنه :)
ولی هنوز جوجه از زبونش نمیفته خیالت راحت 😂
اگه همیشه همینطور بود منم تصمیمی ب رمزی کردن نمیگرفتم 
مرسی عزیزم 

سلام به شقای خودم 😍💓

اینجانب بعد از چندین دور خوندنِ این پارت بالاخره موفق شدم که تیکه پاره هامو از گوشه کنارا جمع کنم بیارم اینجا به وراجیام برسم و بعد برم ک دوباره از همه ی جهت های جغرافیایی جر بخورم 😶💘

شاهزاده هامون خودشون هنوز از حال دلشون خبر ندارن ولی قلباشون که میدونن :') 

هیوکی که با چشمای وحشی و در عین حال نگرانش دونگهه ای رو که حالش خوب نیستو نگاه میکنه... دستپاچه میشه... تپش قلب میگیره... ولی همونطوری که داره روی صورتش نفس نفس میزنه بهش میگه نترس و همین یک کلمش میشه حس امنیت دونگهه و دلیل بالا رفتن ضربان قلبش

باعث پرواز روح من به جهان دیگرِ 😶😭💘💓

هموووون تلفظ قشنگ اسمش 

"دونگهه ؟!"

از زبون هیوک 😭💘

با لحن نگران.. عصبی.. آرام.. پر احساس و نفس گیرش

منو به دیار باقی شتافتاند 😶💘

بعله همین طور که ملاحضه میکنید من قرار نیست زنده به آپای بعدی برسم 😶 بگم بچه هام برن چوب بیارن وصیت کنم پیرو راه ایونهه باشن باشد ک اینگونه رستگار شوند 😂💓

"همسرمه"

*وی تشنج کرد*

#لاپو 😂💓

"اون مرد داشت به همسرم دست درازی میکرد! اگه سرش داد کشیدم و محترمانه بهش وقت دادم که بره بیرون فقط بخاطر این بود که حال دونگهه خوب نبود و میخواستیم زود برگردیم خونه وگرنه بی برو و برگشت سرشو از تنش جدا میکردم!"

لدفا منو بدید تایتانا بوخورنم 😭💘

و اون ضربان قلب دونگهه و حس حسرتش نسبت به یکسالی که تو بیخبری از میزان اهمیت که اونیکی واسشون داره کنار هم گذروندن :')

شقا تو با قلب من چ کردی 😭💓

درمورد حرفایی که تو مقدمه گفتی هم میخام بگم هر جوری که بنظرت درسته جلو برو

من عاشق هم نفسم و واسه روزای آپ لحظه شماری میکنم ولی از طرفی هم هیچ دلم نمیخاد تموم شه 😞

نباید اینطوری باشه که نویسنده منظم و سر وقت آپ کنه ولی خواننده از اول تا آخرش توی سکوت مطلق باشه 

اصلا چجوری دلتون میاد حس و حال قشنگ حرف زدن با نویسنده رو از دست بدید 😶 من ک هنوز غصه از دست دادن روزای آپ پنج ساله رو میخورم 😢💔

خب دیگه اینک

خسته نباشی شقای من 💙

پاسخ:
سلام کیم جونم
تیکه پاره هاتو بخورم 😂😂😂💙نبینمت اینطوری🙆🏻‍♀️
خوبیه شاهزاده ها اینه ک هر چقدم سگ اخلاق باشن تو ابراز کردن احساسات خیلی ساده و صادقن 
شاید تا حالا زیاد دعوا کرده بودن ولی هیچ وقت تا حالا دونگهه همچین بلایی سرش نیومده بود 
اینجوری خون بالا نیاورده بود اینجوری رنگش نپریده بود اینجوری ترسیده و نگران نبود ک بتونیم واکنش هیوکو ببینیم!
شاید فکر می‌کردیم هیوک اصلا اینجوری واکنش نده.. شاید خود هیوک فکر می‌کرد نسبت بهش بی تفاوت باشه ولی تا چیزی پیش نیاد.. اونم ب این صورت.. نمیتونه بفهمه دونگهه براش چ معنایی داره 
مث همین قسمت ک ن تنها هیوک بلکه دونگهه هم با تمام قلبش احساس کرد هیوک فقط یه اسم تو شناسنامه ش نیس 🙂
خدا نکنه 😂💙شما فعلا حالا حالا ها هستی در کنار من 
نترس چیزیت نمیشه تا وقتی هم نفس تموم. نشده 😌
عایگو مرسی ک با وجود این ک دوس داری آپ شه به فکر دل منی🥺🥺
منم انتظارات بالایی ندارم ولی اگه خواننده ها بقیشون یکم.. فقط یکم مثل شماها بودن اونوقت من فکر رمزی کردن یا آپ یک روز در هفته اصلا ب ذهنم نمی‌رسید 
فدایت💙
سلام
عاااااه
عااااااااه
عاااااااااااه
عااااااااااااااه
عاااااااااااااااااه
چه کردی با من؟؟؟
اولین صحنه ی جِرَّنْده ی این پارت:غیرتی شدن هیوک سر نگاه اون پیرمرده
دومین صحنه ی جرّنده:فندک گرفتن هیوک واسه سیگار روشن کردن دونگهه...اون فاصله ی کم،اون نگاهای قفل شده تو هم،اون ابهت و جذابیت...
سومین صحنه ی جرّنده:تصادف و نگرانی هیوک و بغل گرفتن دونگهه
چهارمین جرّنده:اسمشو صدا زد
پنجمین جرّنده:همسرم همسرم کردنای هیوک
ششمین جرّنده:باز هم غیرتی شدنش سر اون دکتره
هفتمین جرّنده:هی دست دونگهه رو میگرفت
هشتمین:حسای دونگهه،،،توضیح دادنش بابت گیج بودنش و رد نکردن اون دکتره،،،حس عمیقش به حلقش و شنیدن لفظ همسرم از هیوک،،،مطیع بودنش و دوست داشتن همه ی لحظات اون شب
و در آخر:حسای هیوک و مراقبتش و حواس جمعش واسه دونگهه و اون صحنه ی آخر لمس حلقه ی دونگهه
میدونی!حلقه ی ازدواج همیشه و همیشه برای من خیلی مقدس بوده و هست!اصن به نظرم یه چیز خیلی خیلی خاصه و نشون دهنده ی خیلی چیزاس...و به خاطر همینم همیشه تو ذهنم حلقه ی ازدواج خودمو تصور میکنم که چ شکلیه و آیا میتونم حلقه ای داشته باشم که تمام احساساتمو تو خودش جا بده؟؟
یه نماد عشق و تعهد و تعلق و آرامش و امنیته!!از نظر من
و خب این ک تو این پارت جفتشون توجهشون به حلقه جلب شد خیلی برای من معنی دار و جذاب بود!!
این تعامل آرومشون خیلی جالبه بعد از این همه مدت دعوا و کل کل و بکش بکش😄🤦🏻‍♀️
ددی کانگ نبود من دلتنگشم🥺درسته نبودنش باعث خیلی چیزای جذابه ولی باشه و این چیزای جذاب باشن بهتره😝😍دوسش دارم
اولین چیزی که به محض تصادف دونگهه تو ذهنم پر رنگ شد بابای دونگهه بود!!!بعد گفتم نه بیخیال،الان که همه چی بر وفق مرادشه دیگ چیزی نمیخواد که دست به همچین کاری بزنه...ولی بعد دوباره یه صدایی تو مغزم گفت از اون آشغال هر چیزی بر میاد...خلاصه که تو یه کشمکش شدیییییدی به سر میبردم🚶🏻‍♀️🚶🏻‍♀️🤨
تو میدونی من صحنه های بیمارستانی دوست دارم و زیاد باهاش فانتزی میزنم(راجع به هر کس و هر چیزی حتی خودم!!!)که تو داستانات ازش استفاده میکنی نه؟؟😍😍😍😍خیلی حال میکنم با این مدل ماجرا ها!!
بچم خون بالا آورد کبود شد🥺🥺😰😰😰ولی چقدر محکم بود که حتی زمین نخورد!!!چقدر سعی کرد ضعف نشون نده و آروم باشه
درسته شوکه بود و خب هیوک و حرفاش و کاراش خیلیییی کمکش کرد ولی بازم شاید هر کس دیگ ای بود همون لحظه میوفتاد زمین و قش(غش)میکرد و نابود میشد🤦🏻‍♀️
ولی در کل این پارت رکورد بلسینگای پارتای قبلی رو شکست و من دارم میرم چندین دفعه دیگ بخونمش هضمش کنم لَذت ببرم😁😁😍😍😍
خسته نباشی کلی و این که هفته ای دوبار خوبه یه باز کمه من دق میکنم😰
و مثل همیشه لاو یو💜💜
پاسخ:
سلام
مه🌙
مرسی که هشت دلیله جر خوردن برای این قسمت رو به روش دوس داشتنی خودت تحلیل کردی *-*
eight reasons why... 
به جایی رسیدن ک نه بلدن احساساتشونو مخفی کنن و نه علاقه ای به مخفی کردنش دارن.. ذاتا این دوتا پسر از اول بلد نبودن مخفی کاری کنن.. دوتا شاهزاده ی غیراجتماعیه دس نیافتنی ک تو زندگیشون چیزی نیس نداشته باشن در واقع انقد ساده ان که با چیزی به اسم عشق نا آشنان.. چ برسه بلد باشن انکارش کنن.. 
پس ویژگی مثبت عشق این قصه اینه ک شخصیتاش وقتی بهش پی ببرن مستقیما بروزش میدن.. مستقیم اعتراف میکنن.. 
مث هیوک که هنوز به مرحله ی اعتراف نرسیده ولی ب شدت بروز داره میده.. 
مث دونگهه که هنوز ب مرحله ی پذیرش و اعتراف نرسیده ولی احساسات گیجش کرده و نمیتونه نفسا و تپش قلبشو کنترل کنه 
نمیتونه رفتارای قبلیو عین لجبازی از خودش بروز بده و خیلی ساده وقتی هیوک یه چیزی میگه قبول میکنه و دیگه زبون درازی نمیکنه.. 
بابت معطل کردن هیوک خیلی ساده معذرت خواهی میکنه و هیوک هم خیلی ساده و صادقانه میگه عیب نداره به هر حال من نه کاری داشتم نه خوابم میبره پس مهم نیس (به زبون خودمون مسقیم داشت میگف فدای سرت جان دل دلم)
حرفی ک راجب حلقه هم زدی مطمئنا برای دونگهه و هیوک ب خصوص دونگهه همین معنا رو داره 
در آینده میبینی که چقد رو این حلقه تعصب دارن و ب قول تو براشون مقدسه. 
نه لی نمیتونه ب دونگهه آسیب بزنه فعلا تا کمر تو گل گیر کرده.. هیچلو نداره اگه دونگهه هم نداشته باشه دیگه جانشینی واسش وجود نداره پس کوچکترین آسیبی نمیرسونه ب هائه 
ایم این لاو ویت هاسپیتال تو😂🥴
ایشالا ک قسمتای بعدی ای هم بتونن رکورد این یکیو بشکنن، ب همین اندازه دلنشین.. 
لاو یو تو 💙

سلام😻

در جواب کامنت قسمت قبل باید بگم ک من شنبه هام آزاااده و با ورود به مهر ماه بازم عاشق شنبه هام😹دیگه اینکه نههههه دوبار در هفته هم من میمیرم تا قسمت بعدی چه برسه یه روز😐😭رمزی هم خواستی بکن عزیزم خوب میکنی هر جور دلت میخواد😚

حالا این قسمت...عجببب طوفانی هم بود کل قلب و روح منو کند برد..چه کردی با ماااا😭😭😭وای هیوک منو میکشه😐😭🔥

توی بار...اون طرز گفتنش اونور بشین..اوردوز کردم☠صحنه ی سیگار و فندک گرفتنش برا هاعه مرررگگگگ بود.وااای😭🔥

بمیرم برا مظلومیت چشات خب😭خون ک بالاآورد منم مردم😭هیوک چه حالی شد.الهییی😭

اینا تازه دارم میفمن حسشونو بهم خببب😭😭حالا میشه برای وحشی بازیای همراه نگرانی و غیرتش واسه همسرشششش مرد🙃اونجا که گف به همسرم دست زد و نگاه هاعه به حلقه اش خعلی دوس داشتم😭دست کوچولوشو سفت چسبیده باهم راه میرن خدااا😭از خواب زمستونی دارن بیدار میشن..واقعا نمیتونم صبر کن برا قسمتای بعد😭

 خسته نباشی شقایق جان💋💞مرسی هستی💙😻

پاسخ:
سلام مری
اوه چقدم خوب پس اینجوری شنبه ها حس بهشت میده 🤩😂دقیقا هم وقتی ب شماها فک میکنم مردد میشم، میفمم دق میکنین 😐حالا فکرام کنم 
هیوک همه رو میکشه.. این هیوک خیلی لنتیه.. اخلاق سگش ی طوری جذب کننده س ک نمیفهمی از کجا عاشقش شدی.. 🙂
میبینی لحن حرف زدنش چقد دستوریه؟ 💀
و دونگهه هم بالاخره نشون داد ک با وجود داشتن روحیه سرسخت و لجباز و زبون درازش چشای معصوم و ساده ای داره 
کم کم دارن ب خود واقعیشون تبدیل میشن 
سلامت باشی عزیزم توام مرسی ک هستی🤩😍💙

سلام 

چقدر هیوک غیرتی خوب انگار فقط با کانگین لج بودن هی دعوا را مینداختن که چشم نخورن چقدر همدیگه رو دوست دارن 

من بمیرم برای دونگهه راننده نکبت چجوری زد به بچم که اینجوری شد 

لطفاً زوود اپ کن که دل تو دلم نیست 

ممنون عزیزم

پاسخ:
سلام
اونموقع البته خودشونم خیلی انکار و مقاومت میکردن، نمیشه گفت بخاطر کانگین بوده 
همین اواخر بودنه کانگین هم آروم بودن‌ 
خواهش عزیزممم

شقا 😭😭😭😭😭😭😭😭 عاه شقای من ... ینی وختی اینو میخونم اول عاشق خودت میشم بعد عاشق شاهزاده ها قصمون 

باید انگشتاتو طلا بگیرم من برا نوشتن این داستان قشنگ 😭 

عاقا اره اره خیلی زود میگذره لاناتی ولی هفته ای دوبار کمترش نکن من اصن طاقت ندارمممم اتفاقا اینبار خیلییییی فاصله بین سه شنبه و شنبه برا من دیر گذشت ینی قشنگ چشم انتظار بودم ... 😭

ولی نوشته خودته هر کاری و هر جوری که صلاح میدونی و دلت میکشه انجام بده حق داری 😢 

رمزیش کن خوب تا سایلنت ریدرها همه مجبور شن نظر بدن 😤

خدایی چجوری بدون هیچ نظری خاموش میان میخونن و میرن پی کارشون 🤬من تا عر نزنم برات نمیتونم انگار یچیزی کممه 😢 

منم فضا اینجارو خیلی دوس شقا .. همیشه بعد اینکه نظر دادم روزی دهبار میام اینجا سایتو رفرش میکنم ببینم جواب دادی یا نه 🤧

تازه میشینم همه کامنتا و جواباتم میخونم عر میزنم برا خودم ⚰

امروز روز خیلیییییی خوب و نفسگیری بودددد برا من هم قرار بود هم نفس آپ بشه هم کنسرت سوجو تو تایوان و حرکات ایونهه و همسر شوهر گفتناشون 🥴🥴🥴🥴☠☠💀

عاححح 

خوب خوب 😭😍🤧🤧🤧

عاقا این چه طوفانیییی بود 😭😭

این چیییبود 😰

من این ۲۶ صفحه رو ۲ سااااعت طول کشید تا بخونم 😫

شقاااا من از خط و کلمه اولش مردممم جون دادم تاااا آخرش  ⚰💀☠

وای عر خوب دوتاشون با هم نرفتن شرکت .. بعدش هیوک از دونگهه پرسید ک بریم بار ؟ 😍😍 

بازم غیرتشو کرد تو چشممون ک این هات داگ لاناتی 🤧🤧😭

چقد مردای این دور و زمونه هیز و چشم چرون شدنننن ولی خوبه که شدن 😍 ما غیرتی شدن این پسره وحشی رو دوس میداریم 🤤 

فدا شاهزادم بشم از بس خوشگله چشم بازارو کور کرده خوب معلومه که همه چشما میشنه روش 😭 

وای حالا غیرتی شدنش به کنار چرااااا کرمت چیبود لی هیوکجه که سیگارو اونجوری روشن کردیییییی 😭😭😭😭 دگه نمیتونه دگه تموم شدددد دلشو باخته نمیتونه ام جلوشو بگیره ولی هنو خودش خبر نداره 😍😭 شایدم داره و به رو خودش نمیاره ⚰ 

وای دونگهه ی رام شدمونو چیکار کنم چه سریع حرف هیوکو گوش میده تسلیمش میشههههه الکل نخورد عاح 🤧😭

شقا .. 😭 

وای فدای بچممممم😫

اون راننده تاکسی رو هیوک مجاز بووود به قتل برسونتش خوب 😡 

مگه کور بودی عوضییی 

خا هیوک دس بچه رو نمیگیری همین میشه دیگه اون فقط ۵ سالشه 😭 همیشه ام ۵ ساله میمونه 🥴 

وای وختی خون بالا آورد قلب منم دقیقا مث قلب هیوک از جا در میومد 😭😭😭 خیلی نگران شدم شاید یچیز جدی شده باشهههه خدای نکرده

برا اولین بار ... دونگهه ~ صداش زد خو من مررررگ 😭😭😭😭😭😭😭 

وای این قسمت خدا بود 😭😭😭 من نمتونم این همه اتفاق خوب رو با هم یجا هضمش کنممممم 😭😫😫 

اونهمه نگرانی و ترس و اضطراااب و دوباره غیرتییی شدن تو بیمارستان و همسرم صداش زدن و داد زدن سر اون دکتره بیناموس و تپش قلب دونگهه از شنیدن داد زدن هیوک و همسر صداش زدنو نگا کردن به حلقه اش و دس تو دس هم راه رفتننننننن و ........ نفسگیره ینییی ☠💀😭⚰ 

من میخام برات فندوم بزنم شقا 🤤😍😹 

اسم فناتو چی میزاریییی ؟ حتما بگو میخام بدونم 😎

کی سه شمبه میشهههههه 🤧

چقد روده درازی کردم این قسمت 😱

پاسخ:
ببین کییی با نظر طویلش اومده 😍😍😍😍
نگو اینجوری من قلبم ضعیفه، حتی اگه سکته نکنم مشکل تپش قلب دارم یه چیزیم میشه ها 😐
وقنی گفتی هفته ای دوبار کمترش نکن یاد آهنگ افتادم 😂😂بیا دلبریاتو یکم کمترش کن 😂😂🤭
حالا فکرامو میکنم :( اگه بقیه ی خواننده همیشه مث این پارت منظم بودن حتما تجدید نظر میکردم، یکم کم لطفی میکنن آخه تعداد دانلودا رو ببین چقد زیاده هر پارت..
فدات شم ک اول ب فکر منی 😭😭من هر کار کنم هم اول حواسم ب شما هس نگران نباش💙
ای جانم بخاطر توام ک شده قول میدم از این ببعد سریع تر بتونم جواب بدم.. آخه ی سری بچها هستن تلگرام هم میان نظر میدن واسه همین هیچ وقت در اسرع وقت نمیتونم بیام همه نطرات رو جواب بدم ولی سعیمو میکنم تاخیر نداشته باشم 
وای دیدی چقد تصادفی شد؟ همین دیروز ک همسر شوهر میکردن..
مساوی شد با آپ این قسمت ک هیوک دو بار دونگهه رو همسرش مخاطب قرار داد 
من برگام ریخته بود 😐
خیلی دوس دارم ک آروم میخونی 
من از خدا چی بخوام دیگه وقتی ی خواننده ای مث تو رو دارم ک از قضا هر قسمتو انقد آروم میخونه ک تک تک کلمات یادش بمونه 😭💙
بهونه بود نرن شرکت.. اینا میخاستن با هم باشن تو خونه و شبم ک رفتن بار دوتایی :) بهونه س همش بهونه ک با هم باشن 
مردای این دور و زمونه رو در نظر نگیریم ک هیچ... 
شاهزاده لی دونگهه انقد خوشگله ک راه بره میتونه شهرو یه تنه عاشق خودش کنه😐
اذیتش میکنه ولی ببین فر.. چقد این اذیت کردنا دلنشینه.. وقنی برا روشن کردن سیگارش فندکو نمیگیره جلوش میگه خب خودت بیا جلو 
ک مجبورش کنه از اون فاصله تو چشاش نگاه کنه و اخمش یهو باز شه 
وا دادن اخم ی آدم وحشی خیلی حرفه ها.. 🙂
دونگهه هم از کل کل خسته شده واسه همین عین قبلا مقاومت نمیکنه و گوش میده 
وقت نداشت وگرنه واقعا میکشتش😐حتی سرشو بالا نگرف ک نگاهش از تو آینه نخوره ب چشای راننده هه چون خیلی عصبی‌ش می‌کرد و از همه مهمتر اون توله ببر رو پاش بود ک حواسشو از همه چی پرت کرده بود و تا لب مرگ نگرانش کرده بود 
آره یکی از قشنگ ترین اتفاقای این قسمتم بجز برون ریزی هیوک اون نگاهه دونگهه ب حلقه ی خودش بود😌
من هنوز اعتماد ب نفسشوو ندارم 
تا میگی فندوم ک کام میریزه نکن این کارو با قلب ضعیفم😱💙
قربون روده درازیت

ااا شقا ی چیز دگ یادم اومد الان !!!

رمزی کن فیکتو بعد فایل کاملشم وقتی تموم شد خیلی دیر بزار خیلی خیلی دیر...

و ی چیزی ک یهو دیدم تایم کامنتامه!!!!!

اولین کامنتم ۲۳:۵۳

دومی ۲۳:۲۷ 

🤣🤣🤣

پاسخ:
تو قطعا اهل دلی :|
هر چی ک ب دل من هستو میخوای 
قربونت برم؟

تو چه کردییییی با مننننننن :))))))))))

یکاری کردی ک من مجبور شدم برم چن ساعت استراحت کنم تنفس کنم بعد تواناییه کامنت نوشتن بدست بیارم و بیام اینجااینجا😂😭😭

عاقاااااااا واکنش من به این پارت این بود : پظمظکسوظکظوظکوظکسپظمظپظمطپطمسکسحسوسمپیمیپژمیویکیوکسیوطمیطمیپمطوینپوطکسوسکمطوسمسسونیژمطپیمسومسطوسخطومسسومطپیمسکسسحسکسحیوخیپمطمیپمسوسحسو۲۸۹۱+٬٫\۸٫؛۹۲٬)؛٬۹٫٫؛٬)؛٫٫)؛٫)٫؛٫)٫؛\۸٫+٫۲۹۲۹۲۸۲۹۲۹٬۸

 

خبببببببب "همسرمه" فااااککککک😭😭😭اونجاش که نگاهه حلقش کرد و احساس خوبی بهش دست داد😭😭😭😭وایییییی هیوککک چقد خوبهههههه چقدددد غیرتی و سکسی و ددی و جذابههههههه 

اگ کانگین این صحنه هارو میدید سکته میکرد :/ 

اونجا ک اومد اون دکتره رو پرت کرد بیرون چقددددد سکسی بود :) هاعه ام کم کم داره میاد تو جو و حال و هواش داره سکسی میشه😂😍حس میکنم هاعه از هیوک سخت تر وا میده سلیطه خانم😐😂

هیوکککک چ قشنگ حواسش بهشه :))) صندلیشو باعاش جا ب جا کرد ، سیگارشو اون مدلی روشن کرد ، دستشو گرف ، کتشو بهش داد واییییییییییی مطپیمیحطمسسمکطوطکطوطکطوطکیوسکیوطکطوط اصن نمد چی بگم فقد میت بگم جرم دادی :) بای...

 

عا راستی خسته هم نباشی این پارت خیلی ننطنطدططنطنیمیمیمس بوودد😍😘

اگ هم میخای هفته ای یبار بزاری از شنبه هفته بعد شرو کن باشه؟ :))))) عا راستی شنیدم پارت ۱۴ قراره خون ب پا کنههههههه نمیتونم صبر کنممممم مطمسپطمسپطط

پاسخ:
تازه من از قسمت قبل اخطار داده بودم این قسمت طوفانیه
قشنگ ذهناتونو اماده کرده بودم ولی فک کنم بیشترتون منتظر دعوای طوفانی بودین
نه عاشقانه ی طوفانی*-*
واکنشتو بخورم ک تهش اعداد و جم و تفریق و ممیز و ریاضاتم داره XD 
اصن زدی ب در جرخوردگی
من چجوری جمت کنم حالاا؟؟
مبینی چقد ددیه؟:) 
ددی ترین و غیرتی ترین هیوکاس! ازونا ک تو طول فیک حرفم اگه نزنن میتونن ادمو جر بدن:|
اونم فقط با نگاه فاکشون:|||
کانگین قسمت بعد اون سکته هه رو میزنه
هائه هم ب شدت احساساتی میشه ها...اما چون هیوک حس مالکیتشو وحشیانه بروز میده بیشتر تو چش میاد
نمیررر تا قسمتای بعد زنده بمون تو هنوز جوونی دیپلم داری
باشه حالا دارم فکرامو میکنم..
14 نه در اون حد ..ولی یه قشنگیایی داره..
الناز خیلی دوسش داره

شقا حتما باید طلاق بگیرن؟!

اینا ک اینهمه قانون شکنی کردن اینم روش!طلاق نگیرن!

شقا یهو ما رو نبری بهشت بعد یهو بندازیمون بیرون...

ولی من بهت اعتماددارم...

 

همچنان درگیر...

 

پاسخ:
اعتماااد اشته باش تا اخرش
بشین و بخون و enjoy

تازشم یادم رف بگم که راننده تاکسیه بنظرم ی فرشته بود ع جانب خودا، نبود؟ 🙄

پاسخ:
اگه از اون لحاظ بهش نگاه کنیم اره ککک

شقا میشه بگی ک طلاق نگیرن؟!

عاخه ما چجوری بگذرونیم؟!

 

پاسخ:
اووووو حالا از الان به این چیزا فک نکن خیالت تخت

نفس کششش!!کیا بودن قسمت دوم ب بچم هیوک حرف مزدن فحشش مدادن بدو بیراه میگفتن😏😤 بیان ببینن امشب تو بار چ کرد ماه قشنگمون😍😭 خو دلش ب کانگین خوص بوده مواظب بیبیشه دیه 😒😌

چ بیخبر بود دونگهه ک فک مکرد هیوک میخا الکی بهش گیر بده نمدونس بچم خیلی وقته دل داده خودش خبر نداده عاقا راه بیا با دلش خو 🤦🏻‍♀️😅، اصن میشه صدبار جر خورد واسه بازتاب نور فندک تو چشاشون آخ خوا🤤🥺🥺

در کل هیوک داره بیشتر با احساساتش رو راس مشه، داد مزنه، غیرت ب خرج میده نگران میشه کت میندازه، دست همسریو میگره، مخا بیمارستا خراب کنه، آدم بکشه اونم 2 تا!! 😁😉

چقد قشنگه این نگرانیای هیوک چقد خوبه که دونگهه داره ی چیزایی ته دلش قل قلکش میدهه که اره همسر داره ک این ی سال مسخره بازی دراوردن😍💃🏻💃🏻

اصن چقد مردم اون لحظه ک گرمو نگران صداش کرد دونگهه؟ 🤭🤭🤧🙀🙉🙉

 و در آخر اضافه کنم کانگینکم کجاییی ببینی بیبی آت دارن پیشرف میکنن 🤤😍لحنتی (بادی(بادیگارد) کجایی دقیقن کجایی، کجایی ت بی ایونهه دخیخن کجایی) آی ام شاعر 😎🤣

 

و در آخر به نِبی سَندیِ گل بگم نکن، به پیر به پیغمبر نکن!! ☹️☹️

صب بین خابو بیداری گوشیو باز کردم کرم تقویمو چک میکنم میبنم عع امروز شنبس!! 🤩🤗

بدو بدو قند شکن روشن کن برو تل چنلو چک کن!! آخه یکی نیس بهم بگه چ انتظاری داری سات 11 صب فیک آپ کنع"-" 

ظهر هی چک میکردم عصر هی چک مکردم بد گفم نکنه شنبه ها دیه آپ نمکنه رفیم لیستو چک کردم دیدم ن بابا هسش شنبه ها، دیه نزیکا عصر مخاسم برم پی وی بگم عاقا ما دق کردیم چرا نمیات خووو*-* که دیه تا شب دندون رو جگر گذاشم.. 

بگم!؟بازم ع بیقراریا بگم؟ بگم خون گریه کنی؟ چرا مخای ی پارتش کنی آخهه، اقده دوست دارم اون بالا کپ مینویسی اقده دوس دارم حرفاتو اقده دوس دارم عکس مذاری تازه ناراحتم مشم کم حرف زده 🤧

من ب شخصه حاظرم روزی ی صفه آپ کنی ولی هروز آپ کنی😅 

در نهایت ترم مگم که آره عاقا رمزی کن اِن هنع زحمت مکشی ولی.. 

خو آدم دلسرد میشه!! 

اومو اومو چقدم ک حرف زدم اودافز😂✋🏼

 

پاسخ:
همون شخص مذکور ک سیگار ب لب داشت نیشخند میزد و ب کانگین میگف اتفاقا میخوام صدای ناله هاشو بشنوم الان فقط با دیدن یه نگاه روی دونگهه سگ غیرتش جوش اومد و صتدلیشو باهاش عوض کرد ک مرده بهش دید نداشته باشه :|| ایا میشه براش نمرد؟
دونگهه هیچ وقت نفهمید و نخواد فهمید اون گیر هیوک دلیلش چی بود:)
هیوک برون ریزیش خیلی دم دسته چون نمیتونه مخفی کنه هر حسی ک بهش دس میده رو
یه جورایی با مخفی کردن نااشناس..
و چون روحیه ی خشنی داره جذبه ش موقع بروز حساش چند برابر میشه
مثل مالکیت..نگرانی ..وحشی گریییی..غیرت
شعراتو بخورم XD 
کانگین قسمت بعدی میاد بهشون سر میزنه

همیشه از ساعت 8 شب به بعد منتظر باش نیاز نیس زودتر بیای چک کنی عزیزم 
باشه سعی میکنم بیشتر حرف بزنم *-*
لهجه تو بخورم
ادفز عزیز کیوتم :*
  • déjà vu (نیک سابق)●_●
  • Hard to breathe all because of you...

     

    شقا شاید باورش برات سخت باشه ،من علاوه بر اینک مشتاق پارت جدیدم ،مشتاق خوندن حرفات و حرف زدن باهات تو اینجام...

    اصلا انگاری ی حال دیگه ای داره اینجا...

    مثلا میتونی هفته ای هشت بار آپ کنی ک بیشتر باهم حرف بزنیم...درسته اینجوری زود تموم میشه ک اصلا دلم نمیخواد...ولی میشه مثلا نقد و بررسی بزاری برا هر پارت دور هم گپ بزنیم :|

     

    واااااای شقا دقت کردی دقیقا این پارت ک هعی همسر همسر میکرد ،تو دنیا واقعی هم این موضوع رو میکوبیدن تو سر و صورت ما؟!

    +همسر...

    *شوهر ...

    *کککک

    فک کنم باهاشون هماهنگ کرده بودی!

     

    ببین از کنار هم راحت و بی توجه رد نمیشن...(بغض)ببین باهام چ کردن ک با همین مکالمه های ساده و معمولی دلم براشون میره!

    دلم برا کانگین تنگ شد :( ولی خو این نبودنش فک کنم باعث بشه بیشتر نزدیک شن بهم...ولی وقتی برگرده واکنشش دیدن داره!!!!

    بادهم رفتن بار نی نای نای نی نای نای (رقص بود مثلا! :|)

    عاخ  گفته بودم عاشق غیرتی شدنای هیوکم؟!

    یا اینک گفته بودم چقد توصیفاتتو دوس دارم؟!

    ببین منو این هیوک عجب حرفایی میزنهاااااا عاخه پسر خوب ما ک میدونیم اگ هائه بیش از حد هم اگ مست کنه تو خودت میبریش و حواست بهش هست ،البته بعدش بهونه میاری ک 'نمسخواستم قوانین بشکنم :|' 

    وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای صحنه سیگار روشن کردنشون وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای وای....

    اونجایی ک با هم تو خیابون قدم میزدن یاد استیل یو افتادم :| شایدم بخاطر گیفا و استایلاشون بود!

    واااای بیبی (شیوون کردن!) واااااای اصلا وقتی این جمله خوندم " لعنت...این ماشین به دونگهه زده بود؟!..." نفس حبس شد ...

    حالا من تو اون نگرانی و استرس خوندن ،صدای جعبه دستمال کاغذی ک روی زمسن افتاد تو ذهنم اکو میشد :|||| بعد تعجب کردم ک حالا چرا این صدا؟!تو اون صحنه هر صدایی میشد باشه!اون بخش از مغزم احساس میکنم بیش از حد فعال شده!!!!!

    ولی جدی جا داشت هیوک حداقل ی مشت ب فک رانندهِ میزد!

    چقد نگرانی هاش دلبر بووووود (گریه کردن)

    چقد غیرتی شدناش مرگ بوووووود(گریه کردن و بر سر زدن)

    چقد همسر همسر گفتناش دوس دارممممم (چشم های اشک الود قلبی!)

    چقد میم مالکیت همسرم گفتنش دوس دارم (چشم های گربه چکمه پوش!)

    چقد این حس مالکیتِ ناب بود...

    ببین ینی عااااشق این توجهات ریز هیوک شدمااااا

    عاشق ریز لرزیدن قلباشون

     

    (نمیدونم چرا الان ک ب اینجا رسیدم بغض کردم یهو! کلی حرف دیگ داشتم ولی نمیتونم دیگ چیزی بگم...)

     

    ممنونم ازت ی عالمه شقایق 

    ممنونم ک وقت میزاری مینویسی

    ممنونم ک وقت میزاری کامنت های چرت و پرتمو میخونی

    ممنونم ک وقت میزاری جوابم میدی

    ماچ ب لپت

    ببخشید خانوم نویسنده میشه قربونت رفت؟!

    پاسخ:
    اجازه هس من اسمای متنوع تو رو بخورم؟؟؟
    #خارمادر_تنوع_طلبهای_دلنشین...

    وای نیک خیلی خوبه ک اینو میگی..درسته تازگیا زیاد حرف نمیزنم ولی همون حس منو داری..
    این ک خال و هوای وب یه چیز دیگه س و اینا..عاح
    گپامونو دیگه بریم تو پی وی..فک نکنم بچها اینجا جم شن..گرچه خودمم دوس دارم

    من پریشب رفتم به خوابشون
    گفتم فردا تو اجرا همسر شوهر میکنین وگرنه نه من نه شما
    دیگه از ترس منم ک شده قبل از اجرا هم کامنت بازی کردن همسر شوهر گفتن
    هاه..پاور اف می*-*

    فک کنم کانگ قسمت بعدی برمیگرده..اما برگشتناش دیگه مث قبل نیس:)
    یه درصد فک کن متوجه ی تغییرات عجیب و غریب این دوتا شاهزاده نشه..
    اونم چ جووورم و تو چ وضعیتی!
    ججوون این گفتن نگفتناتم برا من فرق نداره
    تو نگی هم حق مطلبو ادا میکنه*-* 
    این قسمت : تلپاتی ارواح..

    تضاد تر از کارای هیوک با حرفاش وجود داره؟؟
    تا دید یه نفر دونگهه رو داره نگاه میکنه..تاکید میکنم فقط نگاه! گرفت صندلیشو عوض کرد باهاش ..بعد ب ثانیه نکشید گف اگه مست کنی من نعشتو جم نمیکنم :| باشه تو راس میگی:||
    صحنه ی سیگار موردعلاقه ی منم بود *-*

    اتفاقا منم گیفا رو گذاشتم ک یاد استیل یو بیوفتین..من حتی شال هیوک رو برحسب اتفاق نوشتم ولی دیروز ک دنبال عکس بودم ک بذارم براتون دیدم استیل یو حسش مو نمیزنه با این قسمت فقط با این تفاوت ک تو گیفا روزه ولی شب رفتن بار:)
    جرررر حالا چرا جعبه دستمال ؟؟؟ اموجی خنده ندارم بدم تففف
    اون دفه هم اهنگ تایتانیک پلی شد 
    ینی فقط عاشقتم XD
    وقت نبود مشت بزنه ب راننده ..تازه هیوک با یکی راضی نمیشه
    و نقطه ی شروع عاشقیای کم کم مستقیم آغاز شد:)

    من 
    ممنون 
    از تو
    یه دنیاااااااااااااا
    قلب قلب

    سلام 

    نه دیگه همون ۲ قسمت تو هفته خوبع 🙏

    وووای چه قسمتی بود هنوز خزون نیومده برگام ریخت !!!😭

    فقط اونجاهایی که هیوک دونگهه رو صدا کرد !!! 🔫😢

    غیرتی شدناش و همسرم گفتنش 😥

    CPR لطفا ☠

    خیلییی قسمت قشنگی بود ضعف کردم براش 😍🤗 

    و خیلی خیلی خسته نباشی عزیزم 😍😘

     

    پاسخ:
    سلام
    زود تموم میشه هااا 
    خزون هم از فردا داره میاد 🍂
    واسه اولین بار صداش کرذ:)
    خوشحالم دوسش داشتی 
    و سلامت باشی^~^

    وای خدا خیلی شیرین بودنننن😭خیلی این قسمتو دوست داشتم.ممنون

    پاسخ:
    خواهش میکنم نوش جووون

    وای هر قسمت میگم یعنی قشنگ تر این میشه !! بعد با قسمت بعدی سورپرایز میشمم

    رمزی کن ولی توروخدااااا همون ٢ بار من همین جوریشم از انتظار پاره شدم 

    هیوک وحشی غیرتی دوستتتتت

    بی صبرانه منتظر ماچشون هستم 

    مرسیییی نویسنده ی قشنگ😍

    پاسخ:
    آخه این چن قسمت دیگه رفت اوج خودش😍
    اگه ب اندازه ی اینبار منظم باشن بقیه ی خواننده ها منم تجدید نظر میکنم :(
    خواهش عزیزکم

    سلام نویسنده ی گلم😍💙

    نه تورو خدااا😭 هفته ای یه بارش نکن😭😢

    هات داگه غیرتی دوس😍💙 

    واهای اونجاش که هیوک سیگار دونگهه رو روشن کرد😍 ای داااااد جیییغ😍 دلم یجوری شد😍

    بمیرم براشون که😭

    دونگهه ی مظلومم😢😭 بمیرم😭 چه خوب که هیوکو داشت تو اون لحظه😍 خدایا یدونه از 

    این هیوکا لدفا😢😍 چقد ادم دلش میره برا نگرانی های هیوک برا دونگهه😍💙

    عررر خداااا چقد قشنگ میگه همسرمه😍 وای جررررر😍 اون مالکیتشششش😍 لنتی همش مال خودت😍💙

    جون عاشقیاشون داره شرو میشه😍😍 کتشو میندازه روششش😍 دستشو میگیرههههههه😍

    بمیرم برا دونگهه ی معصوم که همش ساکته😍💙

    خدایا نسل همچین دکترایی رو از رو زمین پاک کن😒 کصافط بی تربیت😒 نمیدونس دونگهه یه 

    شوهر غیرتی جذاب داره😏

    خدایا چقد عاشق غیرتی شدنای هیوکم عاخه😍😍😍😍

    باز گف همسرم😌💙 بعله بعله😌

    چقد جر خوردم خدا😂

    عالی و جر خوردنی😌💙

     

    پاسخ:
    سلام تک الف خواننده ی قلبممم
    باور کن منم دوس ندارماااا ولی خواننده ها یکم کم لطفی میکنن 
    البته شماها رو ک نمیگم شماها بهشتین🤩💙
    من از تمام صحنه های این قسمت همون تیکه ای ک تو فاصله ی کم سیگارشو روبروی هیوک روشن کرد دوس داشتم 
    میدونی چرا؟ بخاطر باز شدن اخم هیوک..
    هیوک تظاهر می‌کرد ب نگران نبودن ولی وقتی تو موقعیتش قرار گرفت جون داد 😐
    اگه میدونس این پسری ک داره بهش دس میزنه شوهر هات داگی داره اصن جرات نمی‌کرد چنین شکری بخوره 😐😂😂🤭
    فدات 🙆🏻‍♀️

    سلاامم^^

    این قسمت بمب بود

    این قسمت و قسمت هشتو باید طلا گرفت😭

    دلم رفت برا هیوکه غیرتی

    من از همینجا بخاطر فحشایی که قسمت دوم به هیوک دادم سره صحنه بار جدا گوه خوردم😭😭😭

    وای هیوک واقعا عاشق شده ولی نمیفهمه

    دونگهه عاشق شده و نمیفهمه

    بفهمید دیگه خب..

    اونجایی که دونگهه سیگارشو روشن کرررد غرق شد تو چشا نازش اخمش باز شد مبهوت موند ک چرا انقدر قشنگه..

    هیوکه هم نفس باید کاملا متوجه شد باید دو دستی زبون دراز شرینشو بچسبه وگرن هر لحظه یکی میاد ببرتش

    ولی خب وجود این ادمای هیزو منحرف برا هیوک لازم بود..

    و من برای توصیف اولت از هاعه مردممم

    فک کن موها قهوه ای رو صورتش..دستاش زیر استین لباسش..قهوه خوردنش توی سرمای صبح..چطور میتونه انقدر ازامشو تو خطای داستانت ب ادم منتقل کنی خب؟؟؟

    فقط کاش دیگه بلایی سرشون نیاد یه تنه جون دادم برا چشما مظلوم اون توله وقتی ترسیده بود

    نفسا بریده بریده ی هیوک از نگرانی..

    دیدی هیوکی گفتی اگه مست کنه نئششو جم نمیکنی با تصادفش داشتی جون میدادی😢

    دوست دارم انقد منظم آپ میکنی دل میبری..توروخدا همون دوبار تو هفته آپ کن🙏

    خسده نباشی😍❤

    پاسخ:
    سلام عزیزم
    آره از هفته پیش گفتم ک این قسمت چقد طوفانیه *-*
    پشیمون نباش حالا بخاطر فوشا 😂😂هر چند من همیشه میگفتم از این دعواها لذت ببرید ک قراره نقطه قوت فیک باشن ولی حالا اون دفه رو بذارش ب حساب این ک کانگین بود و حتما ب داد دونگهه می‌رسید 
    آره نمیفهمن.. 
    هردوشون گیج و بی تجربه ان 
    ولی اینم میگذره 
    و اینم ب زودی میفهمن ک عشق چیه ک اعتراف چیه ک زندگی واقعی چیه.. 
    اون جفت چش میتونه دنیا رو عاشق کنه دیگه هیوک بماند.. 
    آره دقیقا الان هر بهونه ای برا هیوک لازمه ک بفهمه دونگهه براش چیه 
    چ تصادف چ نگاهای کثیف توی بار چ لمسای کثیف تو بیمارستان
    توصیف همیشه قوت میده ب ذهن خواننده 🙂🙂
    اگه خواننده ها هم کمی منظم باشن و عادل منم منظم هستم مثل همیشه 
    سلامت باشی گل نازمممم💙💙🙆🏻‍♀️

    سلام عزیزم

    من اولین بارم دارم کامنت میزارم🙈 اما ازونایی بودم ک از روز اول همراهت بودم و هر قسمت و چندبار میخوندم و ذوق میکردم و واسشون میمردم،و روزا هفته و میشمرم تا ب شنبه و ٣شنبه برسه....

    واسه قلم فوق العادت و نوشته ها پر احساس و قشنگت کلی مرسی💙💙

    ببخشید تا حالا خواننده خاموش بودم،چون معمولا یا نمیرسیدم یا اینکه ازونجاییی ک خیلی تنبل ام کامنت نمیزاشتم(من فندم اول وی ای پی،نمیدونم میدونی یا نه،ما کلا ب خسته و تنبل بودن و خاموش بودن معروفیم،٣ماه تقریبا الف شدم،اول الفیش شدم بعدم ایونهه شیپر بعد جولفیش بعدم ک الف😅)

    ما عاشق قلمتیم،من به شخصه هم میخوام بیشتر اپ شه،هم میخوام هیچوقت تموم نشه😅چه کردی با ما ک نفس ماهم ب هم نفس بند شده؟

    پاسخ:
    سلام عزیزم خیلی خوش اومدی و خوشحالم ک دوسش داشتی تا ب این جا*-*
    خواهش میکنم 💙🙆🏻‍♀️
    اشکالی نداره خوشحالم ک الان اومدی، عایگو وی ای پی تنبل 🤭🤭ب جمیع ایونهه شیپرا هم خوش اومدی 
    دو تا نفس نفسای ما رو ب بازی گرفتن :) 

    باران بی دریغ میبارد.بر کوه و جنگل. بر دشت و بیابان . بر رود و دریا . باران باش شقایق جان. بوس

    پاسخ:
    :) 💙💙💙

    سلام عزیزم من هم خودتو هم فیکتو یه دنیا دوست دارم اونایی که هم نفسو دوست دارن فکر نکنم هر قسمت بی کامنت بمونه ما تازه بهش عادت کردیم نگو که تو هفته یه بار اپ میشه حداقل اگه به رمزی شدن فکر کردی اونو عملی کن ولی نگو یه بار مرسی 😍😍😍😭😭😭😭😭

    پاسخ:
    سلام. میدونی همش دوستای نزدیک و اطرافیانم بهم میگن هفته ای یه قسمت بذار و رمزی هم کن.. من تو دوران نویسندگیم هیچ وقت این کارو نکردم چون همش به فکر خواننده ها بودم، اما این نوشته ی منه و حق منه پس فکر میکنم بالاخره باید ب حرفشون گوش بدم حداقل رمزی کنم ی جاهاییشو

    کاملا جوونه های علاقه هیوک به دونگهه داره خودش و نشون میده و چه قدر قشنگ تو دل اتفاق ها داری نشونش میدی 😭😭😍 و اینکه با این قسمت نزدیک بود خون دماغ بشم از بس جیگرررر بوودد❤ مرسی عزیزمم 😘😘

    پاسخ:
    علاقه ی دونگهه ب هیوک چی؟؟ اونم خوب احساس کردی؟ 🙂
    آره خودم خیلی این قسمتو دوس داشتم 
    خواهش عزیزم 

    خب عاقا دگ😭😭 هیوک یهو خیلی مناسب شدددد

    عاه اون قسمت ک خون بالا آورد گفتم یا خدا این دگ اون آدم قبل نمیشه

    هرچند کانگین خیلی عشقت ولی کاش زودتر میرف این لعنتیا خیلی خوب شدن با هم

    قسمت بعدو میخااااام😭😭😭 کاشکی زودتر ۳شنبه بشه

    پاسخ:
    مناسب شد؟؟ 🤭
    هم خودش و هم هیوک دیگه اون آدم سابق نشدن، البته نه از لحاظ جسمی:)
    کانگین به موقع رفت، سرزنشش نکن

    اقا من ی سوال دارم

    دونگهه تصادف کرد ولی زمین نیفتاده و روی پاش واساده!چچوری ینی؟!مگه میشه تصادف کنی و نیفتی زمین؟؟؟؟

    پاسخ:
    چون ک گوشه ی ماشین به پهلوش خورد، اینطور نبود که باعث شه پرت شه
    مثلا تصور کن یه نفر با مشت محکم میزنه تو پهلو ی تو.. تو فقط دردت میگیره و تو خودت میپیچی.. دلیل نمیشه حتما بخوری زمین 
    ب چ چیزایی توجه میکنینااا

    دلام

    هفته ای یبار؟ما تازه دوس داریم هفته ای سه بار بشه😐

    من همش فک میکردم تو بار یه اتفاق بدی میوفته بعد هیوک خشن میشه😠دونگهه اگول پگول تصادف کرد😢😢ای دست اون راننده بشکنه😠😠

    عخیییی هیچی ژذاب تر از هیوک غیرتی و حمایتگر نیس💦کاشکی من جای دکتر منحرفه بودم یه دستی میکشیدم😂👿همسرمممم😍😍😍تاج سرمممم😂😍😍چه آپ امروز با آپ اینستای امروز هیوک همزمان شد از لحاظ همسر گفتن😍😍😍بعد دونگهه م این پارت میگف شوهرممم تکمیل میشد دیگه😇کی دونگهه تو فیک بگه شوورمممم🤒🤒😇من که ولی میگم همه چی از وقتی شروع شد که هیوک حچری ممه های دونگهه رو دید👀

    پاسخ:
    سلام
    هفته ای سه بار اصن فرصت میکنین بخونین؟ 😐الله اکبر
    توی بار ک نه.. ولی بعدش افتاد :) و هیوک هم روی خشونت بی اندازه ش، نگرانی، غیرت و مالکیت شم نشون داد.. پس از این اتفاق بزرگتر هم مگه میشد داشته باشیم؟؟
    اگه جای دکتره بودی خوشال نباش چون هیوک ب همون حالت جرت میداد😂😂💙دیدی ک چجوری دکتره رو پاره کرد.. 💀
    آره خیلی اتفاقی شد و چقدم اتفاق قشنگی شد 

    خب خب و قسمت یازده؛ قسمت طلاییه هم نفس

    دیگه از اینجا به بعد باید مقاومت و بذاریم کنار .. سر تا پا عاشق هیوک بشیم!! بفمیم که الکی مَــردِ دونگهه نشده *-*

    گوشه ایی از معصومیت شاهزاده لی همینجا قراره تو تخم چشممون بره .. 

    ببینیم تا کی قراره به جرقه ها ریز بین خودشون اهمیت ندن.. البته خیلی م نمونده :)

    منم برم به ادامه ی یه چیزی برسم تا بیشتر از این دیر نشده :)))

     

    پاسخ:
    ببین کی اینجاس:)
    عاره عاشق هیوک شدن از همین جا ب بعد جایزه دیگه.. از واجباته 
    البته خیلیم نمونده :) آره چون همین الانشم وا دادن فقط چن تا بهونه میخان
    تا کاملا برن سر اصل مطلب 
    کجا؟ :| غلط کردی 

    آخی چقدر خوب بودن

    این دوتا کفتر عاشقم دارن بهم میرسن
    هیوک داره جذابیتشو به حد اعلا میرسونه دیگه
    فکر کنم دونگه بیشتر یاد هیچول افتاد وقتی تصادف کرد شایدم نیفتاد 😬
    ولی برخورد هیوک خیلی خوب بود بخدا من تجربه تصادف نداشتم خداروشکر ولی ی عمل داشتم بابام حتی نبردم بیمارستان سرم نزد بهم گفت میای خونه میبینمت دیگه 😐
    یادم باشه این پارتو بدم بابام بخونه

     

    خب خب برسیم به کپشن
    منم کپشناتو خیلی دوست دارم ولی خداییش بخاطر کپشن نیا هفته ای یکبار آپ کن اصلا هر روز پست بذار کپشن بنویس نامردم نخونم و نظر نذارم
    تازه میخواستم بگم بهمون ی قسمت جایزه بدی 
    اصلا بیا سورپرایزمون کن
    مثلا خارج از برنامه چند بار آپ کن
    تولدامون بود ی قسمت بهمون کادو بده

    پاسخ:
    تازه از حد اعلا هم رد میده بعدا 
    چرا یاد هیچل؟؟ چ فکرایی میکنین ینیا😂🤭🤭
    واکنش بابات خیلیم عادی بود، این معشوقه ها فقط حق دارن اینجوری نگران هم بشن😌

    ماشالا هزار ماشالا برا هر مناسبتی هم آپ میخوای.. 
    ما میگیم کمتر آپ شه ک انقد زود تموم و حیف نشع ولی شماها هنوز حریصین 😂😂
  • دیوار عمارت
  • اگه کسی اعتراض کرد من به عنوان دیوار عمارت در 89جهت ترک میخورم و خراب میشم اونوقت به علت تعمیرات میشه هردوهفته یک بار ^^

    پاسخ:
    جون بابا قانع شدم. چ دلیل خوبیییی😂😂

    من جیغ جیغغ جیغغغ 😭💓

    پاسخ:
    😁😁

    سلااااام ؛ لطفا همین هفته ای دوبار آپ کنید.

    قلمتون دوست داشتنیه

    ممنون برای نوشتن داستان  (( :   

    پاسخ:
    سلام عزیزم
    مرسی 
    ممنون برای خوندنش🙆🏻‍♀️
  • دیوار عمارت
  • آره رمزی کن *-* بذار یه عده به کارا زشتشون پی ببرن ... هفته ای یه بارم خوبه آپ کنی چون با هفته ای دوبار فیکت زود تموم میشه :(

    پاسخ:
    جووون دیوار عمارت*-*
    آره تا الان ک خیلی زود گذشت 😭

    آخ جووون قسمت جدید😍😍

    پاسخ:
    🤩🤩

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی