My EunHae Reality

طبقه بندی موضوعی

فن فیک هم نفس قسمت دهم

سه شنبه, ۲۶ شهریور ۱۳۹۸، ۰۸:۲۱ ب.ظ

 

"هم نفس"

زوج : ایونهه

ژانر : عاشقانه

هپی اند

نویسنده : شقایق

قسمت دهم

 

 


 

سلامangel

خوب وابسته شدین به هم نفس یا چی؟؟

خوندن فیک در حال آپ عین یه عادت اعتیاد اور میمونه که در عین انتظار خیلی لذت بخشه

امیدوارم هم نفس تا اینجا این حس قشنگو به شما داده باشه..

بچها در مورد کار کانگین که پسرا رو تنها گذاشت باید بگم که به این قضیه دید منطقی داشته باشین

نگین مثلا ای وای اینا فقط منتظر بودن کانگین بره تا با هم خوب شن و فلان

چون کانگین تو بهترین زمانبندی و موقعیت تنها و به حال خودشون گذاشتشون

اگه قبلا اینکارو میکرد قطعااا این دوتا میزدن همدیگه رو میکشتن

ولی الان که تازه ته دل دوتاشون یه حسای ریزی ریشه زده تنهاشون گذاشت

تو یه موقعیت که ذهن دوتاشون درگیر دغدغه ی این حسای مبهم و غریبه س

تو موقعیتی که شاید احتمالا دیگه دوتاشون از دعواهای بزرگ خسته شدن..از لج کردنای بیخودی خسته شدن..

پس کانگین بهترین تصمیم رو تو بهترین موقعیت گرفت

 

بریم سر این قسمت..

این قسمت هم آرومه 

اما تقریبا..عین یه ارامش قبل طوفان

چون از قسمت 11 ب بعد دیگه هیچی آروم نیس :|

بدویید بخونید

و در اخر مرسی که با منیدheartkiss

 

 

نظرات  (۲۶)

هیوک پیانو میزنه🙂

میشه به دونگهه هم یاد بده؟😭😭😭😭

 

ممنون شقایق عالی بوددددددد خسته نباشی.😙😙😙😙

پاسخ:
اوهوم اونی ک پیانو میزنه برخلاف انتظارا هیوکه نه دونگهه :)
خواهش میکنم 😍😍😍

الان ۱۲و نیم،شنبه اس،من منتظرم،قسمت ۱۱ کوجایییبییییی،

یادم نمیاد تا الان این همه منتظر روزشنبه بودم!!!

ساعتی یه بار میام سر میزنم،عرررررر 

پاسخ:
دخترم اروم باش 
انقدم نمیخواد دم ب دقیقه سر بزنی
ساعت 8 به بعد بیا چک کن *-*

تا هیوک حلقشو نکرده تو حلقش

یکی تسبیح منو بده

استغفر...............

اوف چه رومانتیک،این قسمت هم اروم بود،ولی گفتی ارامش قبل طوفان؟وای یعنی چی میشه؟یعنی دفعه بعد چی میشه نزنن همو ناقص کنن؟

ولی این دیونه بازیاشون خیلی دوسداشتنیی!+×÷=منتظرم ببینم تا کی احساساتشونو سرکوب میکنن،کدومشون زودتر لو میده؟اون روز دیدنیه*

هاعه جونم کسی بهت چپ نیگا کرد انگشترتو بکن توحلقش،تا هیوک ....نکرده تو ......

ممنون گلم،ماچچچچچچ

پاسخ:
نه دیگه از اون دعواها بزرگتر ک نمیکنن.. هر چی وحشی بازی و لجبازی و کل کل بود دیگه تموم شد، دیگه واقعا کافیه و خسته شدن
حالا از اینجا ب بعد روند زندگیشون ی جور دیگه ای رقم میخوره ک حتما باب دل ماست 
اوه اوه داشتی میزدی ب جاده چپ خاهرمممم نگاهت 😂🤭
خواهش ماچچ

    سلام و ممنون

واما.این دونگهه که دونگهه همیشگی نیست،کاش عوض پنجره نشستن تو حموم میرفت تو وان و کنار هیوک مینشست که حداقل گردن هیوک رو شونش اون بیفته و کمتر اذیت بشه و کمی طعم مهربونی رو منتقل کنه به همسرش.

من موندم که به این تغییرشون با دید مثبت نگاه کنم یا نه.

چون اینجوری که خوش اخلاق شدن و قانونا رو رعایت میکنن پس جریمه ای هم در کار نخواهد بود و سرماه از هم جدا خو اهند شد.

و به این نتیجه میرسم که کاش تو سر و کله هم بزنن و قانون شکنی بکنن و جریمه بشن و کنار هم زندگی کنن

ودر نهایت این تصور رو دارم که خوش خلقی از جانب هر دو امکان وابستگی رو فراهم میکنه 

 

پاسخ:
سلام و خواهش *-*
هیوک خوابش خیلی سبکه.. اگه این کارو می‌کرد حتما بیدارش می‌کرد. اصلا واسه همین بود ک آروم قدم برمی‌داشت و حتی حاضر شد پابرهنه بره داخل حموم.. 
ب دید مثبت نگاه کن و همه چیو بسپر ب دستای توانمند نویسنده D:

سلاااام شقایق جونم*-*

وایی نمیدونی تو این دو روز نتم تموم شده بود نگران بودم تو آپ کنی من بمونم. داشتم رسما سکته میکردم😅😂

خب خداروشکر اینا هنوز زنده موندن

نمیدونم دقیقا چه چیزی باعث شده که این دوتا یه کوچولو نرم شدن ولی خدا پدر مادر اون چیزو براش نگه داره😂😂

لعنتیی ماشینای این دوتا دیگه چی میگن

لامبورگینی سبز مازراتی مشکی. چه کولللل*-*

اون پسر قد بلنده شخص خاصیه یا معمولیه؟؟؟

اخه ی هیوکی اومده دنبال بچه ماهیش😍😍

وای دونگهه بعضی وقتا خیلی لجوجه خب کم کن داره کتاب میخونه عهه😐😐

پیاااانوووو😍😍😍

نفهمیدم هیوک به مادر دونگهه تعظیم کرد؟؟

هیووووووک؟؟؟ 

خب انگاری واقعا داره آدم میشه.

وای اونجایی که هیوک میبینه دونگهه سردشه

همش منتظر بودم کتشو دربیاره بده بهش ولی نداد😐😐😂

هیوکه دیگه چه کنیم.

الهی هیوک چرا انقدر بد خوابه تو وان خوابش برده بچه🙁🙁

چه قشنگ

چه آروم

هیییی

بازم مثل همیشه عالی خسته نباشی سوییتی💙💙

پاسخ:
سلام عزیزمم
تو ک میدونی روزای آپ شنبه سه شنبه س دیگه چرا نگران میشی؟ 🤭🤭
نترس اینا باهوش تر از اونی آن ک بخان واقعا آسیب جدی ب هم برسونن و هم چیو تو همین یکی دوماه آخر خراب کنن 
خار مادر لاکچری لایفن... ما هم هستیم 🚶🏻‍♀️🚶🏻‍♀️
نه اون شخص خاصی نیس زیاد بش فک نکن. شخص گذراییه 
آره هیوک 
درست دیدی هیوک :)ب مادر هائه تعظیم کرد.. اونم با همون قیافه ی اخموی سرد جدیش 
حالا اینکار میکنه نگران نباش:)
سلامت باشی 🙆🏻‍♀️💙

از سفر واست کلی عشق و علاقه و بوس آوردم

نزدیکم نیستی🥺وگرنه کلی چیزا داشتم برات💜💜

شهرتو بگو سفر بعدی بیام پیشت😁😉😝😝

پاسخ:
آخ جون بده بیاد🤩
تو خودت واس من هدیه ای 💙

خااا اومدمم بالاخره *__*

یعنی تو فق بیا کارای  شخصیت داستانتو توجیح کن

اصن ادم اگه نخادم شرطی میشه که اونطوری که تو میخای و گفتی فکر کنه و به ماجرا نگاه کنه

حالا کانگینو که کلا باید انداخ چن دور تو شیشه عسل چرخوند لیسش زد .. مرتیکه گنده ی بافهمو شعورِ #کاندوم :)

بشینیم ببینیم این جرقه ها ریز بین شاهزادگان لی تا کی قراره در سکوت خفه شه! ببینیم تا کی دووم میارن

عر وقسمت بعد! هیچی به نظرم من برم تا نصفه بزنم .. رگمو البته 

پاسخ:
دلم شده بود برات یه ذرههههه - _____-
از این ب بعد باید به سری چیزا رو واسه خواننده ها اینجوری توضیح بدم ک اگه دید دیگه ای به قضایا دارن عوض شه
با نون تست و شکلات لطفااا
شما ک خبر نداری از سکوت و مدت دوومشون *smirk*
مامان جان دیگه رگی هم برات مونده؟؟ 

سلام نویسنده جانم

چقدر عجیبه این دو تا اینقدر با هم خوب شدن میگم هیوک که خیلی از کوره در میرفت خیلی باملاحظه تر رفتار میکنه 

خدا نکشتت دونگهه میگه مگه دیوونه ها هم بلدن پیانو بزنن اگه جرئت برو به خودش بگو دیوونه 😂😂😂

چرا هیوک تو این سال ها هیچ وقت به کسی چیزی در این مورد نگفته؟؟ای کلک نکنه گذاشتی تا یه روز چاگیا گم شده خودتو پیدا کنی برای اون بزنی😍😍😍💕

چاگیا تم تا میشنوه دلش قنج میره برات 

اما از این پدر هیوک هیچ خوشم نمیاد از پدر دونگهه وحشتناک تره این دفعه چی سرش داره 

مرسی هر قسمت که زوق زدمون میکنی💐❤

پاسخ:
سلام ماهی 🤩
هیوک خیلی عاقله در عین این ک گستاخ و افسار گسیخته س 
پس میدونه اگه دعوایی شروع بشه و کانگینی ک نیس اونی ک تهش صدمه میبینه دونگهه س چون به هر حال زورش دو سه برابر دونگهه س 
نه مطمئن باش پدر هیوک اصلا ب بدی پدر دونگهه نیس 
خواهش 🙆🏻‍♀️🌺

سلام عزیزم خسته نباشی 

حالا چرا ارامش قبل از طوفان؟؟

 قبل از طوفان ظاهرا که گوش شیطون کر خیلیم با هم جور شدن هنوزم  تو خیلیی چیزا لج همو در میارن اما با هم بهتر رفتار میکنن 

با اینکه هر دو تاشون خیلی کانگین رو  دوست دارن و روی همه کاراشون با کانگین مشورت میکردن اما به نظرم کانگین خوب کرد که  و برای مدتی تنهاشون بزاره و خودشون تصمیم بگیرن درست و غلط و راه وچاه زندگیشون رو خودشون به دست بگیرن  چرا حس میکنم پدر هیوک یه نقشه بدشومی تو کله شه نمیدونم هر کاری که دلش خواسته انجام داده کی دست از سرشون برمیداره 

حس میکنم هیوک واقعی اینی نیستش که الان داره تو رفتاراش نشون میده اهنگی که با پیانو میزنه و کسی که جز دونگهه تا به الان ندیده  اونه اون خوشحال تر بوده از زندگیش لذت برده اما الان بی   خوابه ،ناراحته از زنگی الانش راضی نیست وقتی که مادر خودشو با مادر دونگهه مقایسه میکنه دلتنگ میشه چرا مادر خودش هیچ وقت بهش توجه نکرده باهاش با مهربونی حرف نزده 

اما برام اون تغظیمی که در برابر مادر دونگهه انجام داد خیلی قشنگ بود 

با اینکه دونگهه هم خودش مشکلات زیادی سر راهش هست اما امیدوارم که به هیوک کمک کنه با بی خوابی که داره بهش غلبه کنه و جدی تر نشه عروسک جان یه سایه داره نامرئی داره که میدونم روزی هیوک در کنارش احساس ارامش میکنه مرسی عزیزم دستت درد نکنه😍😍😍😭👏👍❤❤❤

پاسخ:
سلام مگه میشه حرفای قشنگ شما رو بخونم و خستگی از تنم بیرون نره؟ 💙
چون این طوفان دیگه با اون طوفانای قبلی فرق داره.. اونا دعوا های بزرگ بودن ولی این طوفانای در راه خیلی قشنگن 
آره کانگین همیشه خودسری نمیکنه و تصمیم عجولانه نمیگیره پس وقتی یه کاری میکنه حتما درست و به موقعس
بعدا بیشتر با پدر هیوک آشنا میشی 
حتی با پدر مادر دونگهه هم همینطور 
هیوک هر چند سخت و سرد و مغروره اما محبت ندیده پس ناخواسته برا محبتهای واقعی و غیرساختگی واکنش نشون میده 
و اونا رو میفهمه.. ینی دقیقا عین دونگهه ی فیک 5 ساله میمونه ک قدر محبتو میدونه:) بالاخره ک اونم ته وجودش یه هیوک کوچولوی احساساتیه ک پشت این مرد بی احساس سرد مخفی شده
حتما این اتفاق میوفته 
خواهش میکنم گلم💙💙

سلام شقای من 😍💓

چقد این پارت آرامش داشت

من قبلِ اینک شرو کنم ب خوندنش سردرد بدی داشتم ولی وقتی میخوندم خیلی عجیب خوب شده بود 😶

از عوارض اعتیاده یا چی؟! 🚬 

الان حس میکنم دوباره داره برمیگرده 😂 برم همینجوری بخونم تا خابم ببره 💘

تپش قلباشون 😭💓

فرزندانم قضیه جدی تر از چیزیه که فکرشو میکنید 😶💓

شماها همین الانم عاشقید با منم بحث نکنید همین ک گفتم 😂

اون تعظیم پر از احترام هیوک واسه مامان دونگهه چقد عزیز بود خب من عربدههههه 😭💓

دارم از کنجکاوی پارت یازده میمیرم 😐 شنبه به نفع خودته زودتر بیای من طاقت ندارم 😐😂

طوفانش مارم با خودش میکنه میبره دیگ؟ من برم وسایلمو جمع کنم 😆

خسته نباشی شقایقِ عزیزم 😘💙

پاسخ:
سلام کیمی من *-*
خاکبسرم معتاد شدی رف 
دیگه شنبه سه شنبه ها مواد بهت نرسونم میگفتی رو دستم بدبخ میشم،🤭💙
حالا تا باشه از این اعتیادا 😌
ای کاش بفهمن فقط این تپشا چه معنی ای دارن و اینجوری از کنارش نگذرن🙂
با کیم من بحث نکنید هر چی میگه صحیحه😎
خودمم منتظر اپشم چون خیلی دوسش دارم 
آره میبره🥺🥺
سلامت باشی عزیزکم

سل لام علیکم
چطو مطوری؟
میبینم کهههههههه آروم شدن😁😁🚶🏻‍♀️
هیوکجه علنن بهش گفت جوجه ولی نه اعتراضی کرد نه هیچی...
اون پسره کی بودتو دانوشگاه؟؟؟؟بوی دردسر میداد🤔🤨🤨
همزَر با مسئولیت به فکر کی بودی شما لی هیُکجه؟؟
میای دنبال جوجه ت و این چیزا🤗از چشای ما قلب میپاچه بیرون😍
حس میکنم هیوکجه فقط بهانه آورد که جای دیگ نمیتونه مطالعه کنه!!نمیدونم🤷🏻‍♀️🤔
زوج باید مکمل هم باشن یعنی اینا!!یکی پیانو بزنه آروم شه یکی پیانو گوش بده آروم شه🤩عاشق دونگهه م که هنوز هیوک و روانی میدونه😆🤦🏻‍♀️و این برام خیلی جالبه که هیوکجه بعد از این همههههه مدت رو کرده که پیانو زدن بلده!!🤨یا تا الان میزده و دونگهه خیلی بهش بی توجه بوده و نفهمیده...یا جدیدن احساساتش قلمبه شده و پیانو میزنه...!!!🙄
خب منظور بابای هیوک و نفهمیدم!!درسته میخواد مستقل بار بیان ولی کاراش باهم متناقضه!!نمیدونم یه جوریه واسم درک شخصیتش...مبهمه برام!!!!!
باز هم لحظات دق آور خونه ننه باباشون...ولی صحنه جذاب غذا کشیدن هیوک برای دونگهه و صحنه ی مرررررگ تعظیم هیوک به مامان دونگهه!!واقعا جالبه که اون کوه غرور ِ بی احساس این همه مامان دونگهه رو محترم میدونه و دوسش داره!پودینگ توت فرنگی کار خودشو کرد😁😁😝😝😉😉
یه بارم گفتم این ریز اومدن احساسی شونو خیلی دوست دارم نه؟😫مثلا همین توجه هیوک به یخ کردن دونگهه و انگشتاش! عااااه🥺😍
یک هفته بدون تنش سر شد و کانگین داره یه کوچولو برمیگرده
دل تنگی مغرورانه تو بخورم جوجه؟؟
یا نگرانی مغرورانت واسه همسرتو؟؟
خدایا فکر کن هیوکجه چشم باز کنه تو یه حمام با آب ولرم،در حالی که همسر جذاب جیگر طلاش جلوش لب پنجره نشسته بیرون و نگاه میکنه🚶🏻‍♀️🚶🏻‍♀️🥺🥺چقددددر میتونه هارت ملتینگ و بلسینگ باشه🤧😍😍😍
تازه هدفونشم درآورده اذیت نشه🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️
خلاصه که من خیلی دارم بلس میشم با این کاراشون خیلی خوبه😍😍
و از این طوفانی که حرفشو زدی میترسم😰امیدوارم باب میل باشه هر چی که هست
مرسییی خسته نباشی و این چیزا💋💋
مثل همیشه لاو یو💜💜

پاسخ:
سلاممم
از سفر چه برایمان آورده ای مارکوووو؟
خدا از این ارامشا بده بهشون ک کانگ وقتی برگرده روح و روانش در خلسه بمانه
از اونجا ک من همیشه غیرقابل پیش‌بینی و در عین حال نه چندان پیچیده مینویسم اون پسره بوی دردسر نمیده 🤭🤭
ینی همینجوری هم ازش گذشته نمیشه ولی چندان دردسری هم نداره 
دیدی مکالمه پای تلفنشونو 😂😂عاشقشم😂😂چیه و بیا بیرون و دارم میام 🥴
منم نمیدونم، خدا هم نمیدونه 😐فقط خودش میدونه بهانه بود یا نه 💁🏻‍♀️
ن نمیزده اگه میزد قطعا بقیه متوجه ش میشدن ولی اینکارو نکرد، تازه الان تصمیم گرفته رو کنه 
جوون توصیف چرخه ی تکاملتو بخورممم، ب منکرش لنت 
چه کاریش متناقضه؟؟ این ک گفت کانگین نباشه کنارشون عیبی نداره؟
حالا چیزی نمیگم شخصیت پدر هیوکو درک خواهی کرد در آینده 
ولی اگه با یه دید عمیق به این قضیه نگا کنیم می‌بینیم پودینگ توت فرنگی در عین ساده بودن خیلی کار بزرگی کرد
چی بزرگتر از بدس آوردن قلب هیوک با این توجهای جزئی و مادرانه ی مامان دونگهه بهش؟ :)
الهی ریز بیان ما قلمبه جر بخوریم 🚶🏻‍♀️🚬
مث سگ دلتنگ کانگینن.. هیوک ک رو نمیکنه و دونگهه هم پای تلفن ب زبون نمیاره ک دلم برات تنگ شده 
دوتا مغرور سلیطه اننننن 
این همونی بود اون روز ک رفتن استخر هیوکو اونجوری از خواب بیدار کردا 🙂
باب میل خواهد بود شک نکن 
فدات 🙆🏻‍♀️🦋

سلام شقا جانم

مثل همیشه دلمو ربودی باز 🤧💜

بازم سه شنبه شد و برگشتیم سر زندگی قشنگ شاهزاده هامون

فداشون شم اخه چقد آروم شدن کنار هم 😍😭

چه قشنگ کنار هم میشینن بلند میشن بدون هیچ دعوایی 😍

ولی اینکه گفتی آرامش قبل عز طوفانه پشمامو ریزونده 😰 ینی این آرامشی که ما ازش لذت میبریم قبل طوفانه در حال وقوعه 😰🤧

عاح ...

امیدوارم طوفانی ک در راهه طوفان خوب و عشقولانه ایی باشه 💀⚰

من حسم میگه این پسره پروو تو دانشگا دردسر میشه 😐 و شاید اینجا هم ما با غیرت آتشین هیوک رو برو شدیم 😍😍🥴

فدای تعظیمش جلو مادر دونگهه بشم یا چی ؟ با اون اخم مغرور و جذابش تعظیم کرد واقعا حس کردم  سایه تعظیم کرده شاهزادمون رو زمین هک شده و زمین و زمان به تماشای حرکت غیر منتظره اش نشستن 😭

عااااح ...

بازم صدای پیانو ...

بازم گیج شدن قلب هاعه ...

وای مردم براش که با صدای پیانو خوابش برد اونجا 😢

بدون هیچ حرفی غذا کشید برا جوجه اش و یه نگاه عمیقم انداخ بهش ...

تپش قلب و نگاه زیر چشمی هاعه و تشکرش با صدای آرومشو چه کنممم 😭😭😭😭

و حرکت آخر هاعه تو این پارت تیر خلاص بود دیگه 💀⚰⚰

آروم آروم پاورچین پاورچین رف بالا سر هیوکش و فهمید خوابش برده نگاهش کرد و زیر لب بهش گفت دیوانه ...

با آهسته ترین حالت ممکن هدفون رو از گوشش در آورد تا راحت تر بخوابه و خودش بالا سرش نشستتتتتتتت؟؟جاااااان؟؟؟!!!؟ 😐😐😐

و چقدر این دونگهه ... دونگهه ی همیشگی‌ نبودددد 😭😭😭😭😭😭😭😭😭

من برم یدور دیگه بخونم و بمیرم و ...

عاشقتمممم خودت میدونی دیگه 😍💜😭😢

پاسخ:
سلام فر جان من 🤩
چه قشنگ گفتی، یه لحظه حس کردم شنبه سه شنبه ها میریم وارد زندگی این دوتا میشیم.. 
از بس در حال دعوا و لجبازی دیدیمشون الان دیگه آروم گرفتنشون کنار هم خیلی لذت بخشه :)
این طوفانی ک قراره بیاد طوفان جنگ و دعوا نیس دیگه، عاشقانه س فر:) پس نگرانش نباش
پسره دردسر نمیشه ولی هیوک وقنی بفهمه تو دانشگاه به دونگهه چش دارن ی کارایی میکنه 💀
جذابیت وجودیت هیوک به اینه ک هر کاری کنه اون هاله ی غرور و وحشی و سردشو نگه داشته 
فک میکنه گیج شدنش بخاطر نواختن اون پسره ی مغرور روانیه 
ولی موسیقیه ک دل و عقلشو میبره و خودشم خبر نداره... 
اون دفه مامانش بش گف برا دونگهه غذا بکش این بار خودش کشید 🚶🏻‍♀️
خیلی خوبه ک در عین آروم گرفتگی هم باز از یه الفاظی مث دیوونه و جوجه و روانی و اینا هم استفاده میکنن
ارهههه درست دیدییییی نشست بالا سرشششش😁🤩🤩🤩😭
برو ولی نمیر 😗
می تو🙆🏻‍♀️

سسسسسااااممممم، معتاد،نه بابا تفننیه هفتهایی دوباره ،هروقت بخامترک میکنم(حرفای همیشگی یک معتاد)

اغا من الان نعشه ام ،فعلا توهپروتم،بعدا میام نظررررررممموو بدمممممم

پاسخ:
هر دو سه روز یه بار پاکی آره؟ 😂
برو برو ای معتاااد

سلااام😻عاشق شنبه ها و سه شنبه ها شدم اصن🤤

درسته کانگین خوب موقعی رف..الان جفتشون گیجن و خسته..یه تلنگر لازم داشتن.اگه قبلا تنهاشون‌میزاش ناقص میکردن همو😆کانگین خوب میدونست کی بره

چقده شیرینه وقتی بهش میگه جوجههه..واااییی خدا😍

یااا این پسره کی بود؟صاحاب دارهههه شاهزادمون.خعلیم وحشی تشریف داره حواستو جم کن🔥😎

وااییی عطر شیرینش چه میکنه با قلب هیوک😭نمیدونم چرا منم حس میکنمش انگار😭💙

خا کم کن اون صدا تی ویو😂چه سمجیه ها عه😂

ینی صدای ضعیف پیانو هیوک و اونجور نشستن و خوابیدن دونگهه رو تصور کردم..وای چقده صحنه ی مرگ و احساسییه خب😭💞

مامان هاعه چقده عشقه.ببین چقد هیوک تشنه محبته که با یه کوچولو توجه از جانب مادر هاعه اینجور واسش تعظیم کرد.دلم پرپر شد😭💔ای جانم

انگشتای کوچیک کبودشو چه کنم مننن..ینی اوج توجه و ابراز محبت هیوک تو اون اخما و نگاه کردناشه و من برا همین حدم دارم جون میدم😐😭💙قسمتای بعدی پودر میشم..خدااا چقده عشقنن😭😭

چه عجب پدر هیوک یه حرف درست زد😒

عزیزمممم هاعه بیصدا میره هدفونشو درمیاره ک بیدار نشه خدااا اونم تو حموم😭😭تصوراتم با این صحنه😭🔥قلبممم😭

من چه کنم بااین قلم معرکه ی تو😭😻

مرسی شقایق جونم.خسته نباشییی💋💞

پاسخ:
سلام مریممم
حالا ببینم از اول مهر هم عاشق شنبه ها میمونی یا نه🤭🤭
از شروع کلاسای مزخرف 
پسره ی خدا زده نمیدونه ک صاحابش چقدم وحشی و غیرتی تشریف دارن 😎
رابطه ها وقتی چاگیاش هم خودش شیرینه هم عطرش😭
خیلییی مخصوصا وقتی دونگهه رو زمین نشسته زانوهاشو بغل گرفته 
هیوک چون محبت ندیده ارزش زیادی واسش قائل میشه 
میبینی.. حالا اگه قرار بود هیوک مثن دستاشو بگیره گرمش کنه دیگه چه بلایی سرمون میومد 😐
نه به اون روزی ک اونجوری داد کشید تو گوشش ک بیدارش کنه و نه به الان که نذاشت بیدار شه :)
خواهش میکنم عزیزم 

سلام😍 

چه زود سه شنبه شد😌

بله بله معتاد شدیم از همون قسمت اولش😍😌

جوجه گفتنای هیوکو بخورم یاچی😂😍 

یا خدا یه شخص سومی چیزی نباشه اون پسره ی بلند؟ 😑 از اونا که تو فیکا میان به دونگهه تجاوز میکنن😑 ذهن فیک خوان یک شیپر😑😂

ای خدا اینا اصا کنار هم نشستناشونم شیرینه😍 

چقد دلم برا دونگهه سوخت☹ اونجاش که با صدای پیانو زدن هیوک خوابش برد😢

و اما شوهر ایده ال😎 غذا میکشه برا همسرش😎💙

هیوک داره به مامان دونگهه عاشق میشه ها😂 جون بابا احترام به مادر زن و این حرفا😎

عاغا دلمون برا کانگینمون تنگ شده خب😭😢

ایونهه تو حمام😍 عجب ارامشی داشت😍😌💙

استرس گرفتم چرا ارامش قبل از طوفانه☹

عالی مای نویسنده😍💙

 

پاسخ:
سلام جگرگوشه ی من
خیلی زود شنبه سه شنبه میشه 🥺
نه نگران نباش اون پسره نقش پخ هم نداره 
فقط خواطر خواه هائه تو دانشگاس و نقشش در همون حد گذراس
یه طوری سناریوی لج و دعوا بودنشونو از اول داستان واسه ما چیدن که حالا واسه دیالوگهای ساده یا کنار هم نشستنشون هم می‌میریم :)
استرس نگیر طوفانش خیلی دلنشینه 
فدات😍💙

سلام عزیزم❤❤❤

چقدر این قسمت آروم و خوب بود😊

یعنی هر دفعه هیوک جوجه صداش میزنه من دلم ضعف میره! جوجه این دفعه اعتراض هم نکرد واسه اولین بار😍 چقدر دوس داشتم وقتی اومد دانشگاه دنبالش❤ بعد اون لجبازیا و کل کل ها، دیالوگای آروم بینشون مثل دیالوگ عاشقونه میمونه واسه من😄🤪

ولی خداییش دستای کوچولوی یخ کرده رو ول کردن به امون خدا درسته؟🤨 

تعظیم هیوک واسه من یه ذره غصه داشت. درد داشت انگار. به خاطر رفتارایی که باهاش کردن مخصوصا مادرش. این دوباری که از طرف مادر دونگهه توجه و علاقه دیده براش خیلی ارزش داشته. گناه داره بچه😭

جمله مورد علاقه ام تو این قسمت: 《و چقدر این دونگهه... دونگهه ی همیشگی نبود.. !》💙❤

حس قشنگی که گفتی رو کاملا دارم❤ بی نهایت منتظرم. انتظارشم خیلی شیرینه💙 مرسی که این حس قشنگو برامون به وجود آوردی❤ حال دل منو که خیلی خوب میکنه💙

 

پاسخ:
سلام 😍
مرسی عزیزم 
همیشه سر جوجه خطاب شدناش تئوری این که فقط شش ماه بینمونه رو وسط می‌کشید ولی این دفه اصلا جوابشو نداد 
خب اینو میتونیم یه پوئن مثبت در نظر بگیریم🤭
آره جملات ساده بینشون برا ما حکم عاشقانه دارن 
دیگه اوج حسش نگا کردن ب دستاش بود 😭
هم ارزشمند بود هم غصه دار.. هیوک محبت ندیده و این توجه های مادرانه خیلی براش با ارزشن
مرسیییی عزیزم واقعا خوشحالم ک انقد دوسش داری و بهش وابسته شدی😍😍😍💙💙💙منم از شما ممنونم

پشمام دگ چقد قشنگ دارن به سمت هم میرن 

لدفن لدفن لدفن بیشتر بکن پارتا رو دقیقن یه جوری خاصی میدی تو داستان ک دلت نمیخواد تا سه روز دگ بیای بیرون خبببب

لنت هیوک چرا یهو تعظیم گردد و

خیلی زیاد منتظر طوفان بعدشم 

فوق العااااااده بود

پاسخ:
اسلو و سافت
پارتا از قبل نوشته شدن و ویرایش من در حد گرفتن غلط املاییاس عزیزم، بعد در حدی ک هر قسمت چندین اتفاق رو تو خودش جا بده کافیه طولانی تر نمیشه بشع 
اما خوشحالم ک اینجوری ب دلت نشسته 🤩
مرسیی عزیزم 

🤣🤣🤣وی غرق ام وی جدید شده و تا 💩 در نیاد ول کن نیس!!!!

شقااااا وابستگی برا دو دقیقست من عملا دلم میخواد خودمو تیکه تیکه کنممممم...

از شب قبل آپ بدن درد میگیرم 🚬🚬 (این سیگارا نماد هم نفسه مثلا!!!)

دقیقا بهترین موقع بود برا نبود ددی،اگ زودتر میرفت ک اینا همو میکشتن،اگ دیر تر میرفت یا اصلا نمیرفت امکان داشت هیچوقت جرئت روبرویی با احساسشون یا واقعیتو پیدا نمیکردن،البته جرئت ک نه شاید نمیتونستن با خودشون کنار بیان!

و اینک هیچوقت اینطوری آروم نمیشدن چون همش ب این فک میکنن ک یکی هست ک همه چیو درست کنه!

(البته اینا همش زاده ذهن عجیب غریب منه 😅 و من دوس دارم اینطوری ب این قضیه نگاه کنم!)

قشنگگگگ مشخص بود دیگ حال دعوا ندارن وگرنه بنظرت اون جوجه،جوجه ای بود ک هیوک بهش بگه جوجه و چیزی نگه؟!و اینقد رااااحت بزاره بره!!!!

هعی یو پسر این اقای لی دونگهه شی صاحب داره!صاحبشم ب شدت وشی میباشد لطفا پرسنال اسپیس رو رعایت کن!چون ایشون قانونا مال هیوکیشه !!

عذاب اورش اوند دنبااااااالش!!!!اومد دنبالششششششش خدااااااا

بعد ببین احساس میکنم هیوک داره مقاومت میکنه نسبت ب احساسش!!!پسرم شل کن!!!!عاااح فک کن قلبش براش لرزید(جر دادن خود!)

ای خدااااا چقد پسرمون شاخهههه فک کن ب اون کتابا با اون توصیفات میگ اصلنم چیز شاخی نیس...همشو بلدم!!!

فک کنم میخواس دل هائع رو اب کنه 🤣🤣

وقتی هیوک پیانو میزنه تو ذهنم ی ملودی خیلی اروم و آشنا پلی میشه ک از ی جای دور تو ذهنم میاد!پیداش کردم برات میفرستم!

بعد میدونی جوجه جان در جواب این سوالت که " مگه روانیا هم میتونن بنوازن؟! " باید بگم ک آدم ک عاشق میشه چ روانی چ غیر روانی هر کاری میتونه کنه پیانو ک دیگ جای خود داره!

ایگوووو خوابش برد ^^ 

احساس میکنم در بعضی موارد پدر هیوک بهتر از هائه ست!😐😐😐😐

هیوک براش غذا کشید😭😭😭😭😭 خب خانوم لی ما هم از اخرین باری ک دیدیمشون خیلی عوض شدن ولی ما چیزایی دیدیم ک شما ندیدن 😋😈😅 و خون دل ها خوردیم، و همچنین قرار چیزایی ببینیم ک شما نخواهید دید...😈😈😈 

وقتی هائه سردش شد، فک میکردم هیوک ی حرکتی بزنه ولی بعد دیدم همین ک با هم همقدم شدن خودش دنیاییهههه !!!!

شاهزاده سردمون ب مامان همسرش تعظیم کرد 😭😭😭😭اصلا اونجا ک گفتی سایش موند واقعا حس کردم همینطوره !!!تک تک اجزا موجود تو اون حیاط این صحنه یادشون میمونه!!!!!!

ولی مامان دونگهه از کجا غذا مورد علاقه هیوک میدونست؟!بیبی ک نمیدونه مطمینا!!!!اووووه خو میتونه هز مامانش بپرسهههههه🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

ببین من عاااشق توجهات ریزشونم ینی میمیرم براشونا...

و صحنه آخر منو پودر کرررررد ...

خاکسترم را باد برد...

و میشه بگیم چقدر این دوتا شاهزاده ...شاهزادگان همیشگی نیستن!!!(ولی بیبی بیشتر!!!)

ممنوووووووونم ازت ی عالمهههههه

ماچ ب سر و صورتت

و من وصیتمو تنظیم کردم! وقتی میخواستن بخوننش تو ام حضور داشته باش...🚶‍♀️🚶‍♀️🚶‍♀️

پاسخ:
اشک تو چشام جمع شده بود از بس خوب بود..
ملودیش منو نمود.. صحنه ها از صدتا دنس و فلان عزیزتر بود
*گریستن به پهنای صورت *
بخورم اسم جدیدتو 
خداح *-*حتی وقتی معتاد نعشه ای هم میخورمت کیوت
بیا قسمت جدید بزن ب رگ ب حال بیای
عاره اصلا نماد هم نفس باید سیگار و حلقه باشه 🚬💍
آره.. دقت کردی همیشه اون دعواهای بزرگشون مال زمانی بود ک کانگین کنارشون بود و از اونجا ک ب شدت دنبال لجبازی و ابراز تنفرای بیخودن جلو کانگین راحت دعوا میکردن 
اما حالا ک نیس،، اینجور نیس ک دارن رعایت میکنن.. فقط دیگه علاقه ای ندارن ب لجبازی :) و این ینی شروع واقعه..
عا حیف ک پسره خبر ندارن صاحب قانونی دونگهه چقد هار و عصبیه 
وگرنه پرسنال اسپیس ک هیچ.. از ده متریش نزدیکش نمیشد...
آره ک مقاومت میکنه.. چون علاوه بر این ک با حسش نا آشناس خیلی مغرور هم هس 
ای کیو صد و هشتادشو فرو کرد تو تخم چش ما با پرت کردن اون کتاب روسیه 😂😂
خداروشکر آهنگ تایتانیک پلی نشد تو مغز فعالت 🤭🤭💙
اخجون برام بفرستش اگه پیداش کردی
هائه خبر نداره این آقای وحشی روانی ته دلش ریخته 😌
احساس نکن، مطمئن باش😐چون بابای هیوک واقعا بهتر از اون عنه
رابطه ها وقتی واسه چاگیاش غذا میکشه 🥴🥴🥴
تعظیم هیوک خیلی احساس داش نیک خیلی... 
پسری ک انقد مغرور و وحشیه جلوی یه مادر خم شد چون واسش ارزش قائل شده بود چون با تموم بی احساسیش میدونس این زن یه مادره 
شاعر کی بودی شما؟ 😂😂
اتفاقا همین شعر سوختن خاکسترم را باد برد رو امروز پشت یه وانت خوندم 😐🤭🤭دژاوو💀😂
وصیتت به این زودیا قرار نیس خونده بشه 
میدم نوه هام بخونن ایشالا 
ماچ ب لپات😗😗😗😗

بازم یادم رفت بگم خسته نباشی خیلی خیلی ممنون بابت قلم زیبات
(الزایمر دارم میگیرم دیگه شرمنده)

پاسخ:
فدا سرت کیوت
سلامت باشی 💙

اینو یادم رفت 
عاغا خیلی با تعظیم هیوک حال کردم 
اینکه احترام مادرشوهر یا مادرزن یا هرچی که هستو نگه داشت البته فکر کنم بیشتر بخاطر کمبود محیتش بود
لامصبا زودتر بهم محبت کنید دیگه من میخوام بچتونو ببینم

پاسخ:
هیوک واسه اولین بار اون حس عجیب مادرانه ای ک از مادر دونگهه میدید رو حس کرد
و با وجود مغرور و خشن بودنش واسش خم شد و این خیلی با ارزشه 
حالا مونده تا بچه شووون😂

نمیدونم چی بگم
منتظر بودم هیوک وقتی فهمید دونگهه سردش شده ی حرکتی بزنه دستی بگیره ماچ و بوسه چیزی والا بخدا دلمون آب شد
نمیخوام منفی نگر باشم و نیمه خالی لیوان ببینم ولی به این پدر هیوک اصلا حس خوبی ندارم فکر کنم نقشه های شوم داشته باشه مرتیکه پلشت وگرنه چرا بابت قانون شکنی کانگین ملایم برخورد کرد
 بچم دونگهه چقدر با شخصیته هدفونشو دراورد اذیتش نکنه بعد هیوک هنوز مثل چوب خشکه لامصب توام ی حرکتی بزن

پاسخ:
عزیزم😂
هیوک بلد نیس احساساتشو بفهمه چ برسه ب ابراز تو قالب کلمات و چ بسا تو قالب حرکااات 
هیوک خشنه 
آره حست به جاس ولی نیمه پر لیوانو اگه ببینی متوجه میشی پدرش از خوبیشه ک اینو ب کانگین گفته و هیچ نقشه ای پشتش نیس

خسته نباشی عشقم😍💫

چقد این قسمت یه شیرینی و ارامش خاصی داشت و قشنگ بود😍😻

کم کم هاعه و هیوک دارن ادم میشن😂😍

وای اونجایی که ننه هاعه غذا داد بهشون دلم میخاس بپرم ننه اشو بقل کنممممممم😍😍

اون حرکتی که هیوک زد و تعظیم کرد چقددددد حرکت به جا و مناسبی بودددد😭😍

وقتایی که میگی دونگهه دست نیافتنی بود و فلان احساس غرور خاصی بهم دست میده نمد چرا😂😍

هاعه خودش صاحاب داره کصکشا...

این حرکتای سوییته ریزی که میزنن خیلی شیرینه مثل همین هدفون دراوردن هاعه یا حتی ضربان قلباشون که با بوی عطر هم دگ میره بالا و اینجور چیزاااا ، هیوکم ک عاشق بو و عطر هاعه اس الکی چصی میاد😂

خلاصه ک منتظر جر خوردن با اپیزود بعدیم...

پاسخ:
سلامت باشی 🤩🤩
این آخرین شیرینیه آروم بود دیگه بقیه ی شیرینی ها تند و طوفانی می‌شن ب اوج میرسن
آره تقریبا 😂😂🤭
ننه ش خیلی خوبه کم کم این خوبیش میره تو تخم چشممون 😍
بذا بهت دس بده 
چون واقعیته 
از این شاهزاده ها ک دست هیچ کس بش نمیره س
بجز هم نفس آینده ش
آره شاید داره خودشو گول میزنه ک از شیرینی متنفره اصن😌
خیلی جره قسمت بعد بهاار

خیلی خوبه... همیشه عالین فیک هات😍💖

پاسخ:
مرسییی عزیزم🤩🤩🤩

آخیش قسمت جدید

پاسخ:
*-*

کاربر نام خود را تغییر داد!

و باز هم موزیک تایتانیک...

و باز هم آغاز کشتار دیگر..‌.

بخونم و بیام بمیرممممم

پاسخ:
جووون
تو از اون نیوهای اهل دله اُلدی
بدو بدو 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی