My EunHae Reality

طبقه بندی موضوعی

فیک "پنج ساله" قسمت چهارم

چهارشنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۱۱ ب.ظ


"پنج ساله"

زوج : ایونهه

ژانر : عاشقانه

هپی اند 

نویسنده : شقایق

HeeDictator89

قسمت چهارم


سلاااااام

داشتم فک میکردم چی زر بزنم امروز براتون

هیچی به ذهنم نرسید عاغا:|

تازه از خواب بیدار شدم هم مغزم هنگه هم خستم :|


اصلااا نگم از این پارت 

انقد خودم دوسش دارم^^انقد تهش خوبه

همش حرص میخوردین که هیوک باید دونگهه رو فشار بده بچلونه

تو این پارت کمی تا قسمتی ابری شاهد چلیدن احساسات هیوکیم

اصلن پسرم داره تو روابط اجتماعی پیشرفت میکنه ..هی کم کم داره یاد میگیره با یه بچه چجوری باید رفتار کرد*-*


ازونجا که قبلا با مدیا فایر و پیکوفایل آپ کردم

این دفه با آپلودر آپ میکنم که یکم تنوع شه:|

اصصصصصلا حرف نباشهههه من باید تعداد دانلود دستم باشه-__-

خب بدویین که منتظرم*-*

DOWNLOAD

نظرات  (۲۷)

سلام نویسنده عزیز شقایق جان
من تازه شروع کردم به خوندن فیکت ولی نامردی دونستم نظر ندم
با یک شرایط سخت اومدم که فقط بگم...
چیزی که نوشتی قابل لمسه...خیلی خیلی دوسش دارم (((: 
فقط همین...

پاسخ:
سلام عزیز دلم
اییی چقد خوبی خب:) 
خداروشکر ک دوسش داری..خیلی خوشحالم
امیدوارم تا تهش دوسش داشته باشی
اینکارو با من نکنن😭😭😭😭😭 چی بود به هیوک تزریق کرررررد؟بمیرم براش
یعنی صحنه ای ک بیدار شد رفت سراغ دونگهه مرگ بود😭😭😭
مرسی ک انقد خوب فضا رو توصیف میکنی
اولش ک رفتن خرید اونجا ک دونگهه از پشت ویترین زل میزنه به ساعتا😍😍😍
 میخای بوسم کنی؟😍🤤😭😭😭یه ماچ شب بخیر بود دیگه انقد احساسیش کردی دلم ضعف رفت بخدا😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍
تچکررررمندمم
پاسخ:
عاح..یکی از داروهاش بود..هیوک داستانمون مریضه:)حالا بری جلو میفهمی 
خواهش میکنم خب*_*
عاخ قربونش برم ک فمید هیوک میخواد ببوستش
من 
ضعف کردم
واس این بچه -___-
لنت لنت ㅠㅠ 
هیوکم ک هر قسمت کاریزماتیک تر
پاسخ:
ژون مگه میشه ضعف نکرد
هر کی ضعف نکنه اصن از ما نیست
سلام.
آخه من قربون این دونگهه برم اینقدر مودب . 
آخه چجوری پدرش دلش اومد ولش کنه .؟ 
ممنون
پاسخ:
سلام عزیزم 
پدرشو بیخیال هیوکه جذابو بچسب 👹
خواهش ^^

سلاااااام نویسنده جان خوبی؟خسته نباشی❤️

واس پارت قبل نظر گذاشته بودم ولی الان ک رفتم ببینم جواب دادی یا ن دیدم نیست

ممکنه کلا ثبت نشده باشه؟یا شما پاک نکردین؟🤔

به هر حال مجدد عر میزنم کلییییییی

انقد که هیوک دونگهه رو قایم میکرد من ناخوداگاه میترسیدم نکنه اینا بفهمن هیوکو مجبور کنن دونگهه رو ول کنه

عاقا من طاقت ندارم هیوک از وقت حرف میزنه😭😭نکن شقایق جان ما تحملشو نداریم😭😭

مسواک زدناشونو من کجای دلم جا بدم اخه😭چرا انقد قند عسله دونگهه اونجا که در اتاقو باز کرد اومد پیش هیوک و مایک من رسما میخواستم با توصیفت بای بدم به زندگی😐😭

خیلی فیک شیرینیه خیلی❤️

مرسی کلی❤️😘

پاسخ:
سلام خواننده جان مرسیی تو خوبی ؟ سلامت باشی 
عه حتما ثبت نشده ،چون من هیچ وقت نظرات رو پاک نکردم😧
شایدم خصوصی فرستاده شده .
ن بابااا کی محبورش کنه،قایم کردنش فقط ب این دلیل بود ک میترسید بقیه چه واکنشى داشته باشن ب دونگهه 
و گرنه همه از خداشونه اینجوری هیوکو ببینن، ی آدمی ک عوض شده و چقدم قشنگ عوض شده.
بای نده ب زندگی 😤😤😤 هنوز کلی چیزا مونده بخونی 
مرسی شیرینی از هائه س😀💖
همون فنارتش که هیوک هائه رو بغل کرده و با یه دستشم چوکو :( رو نگه داشته ^^
پاسخ:
ارههه یادم اومد^~^
افرین لی دونگهه درود به شرفت اون لباس گنده رو در نیار اصلا😭
 ۸نوشتنشو😂😂
منتظر اون زمانیم ک هیوک داره با جدیت تمام به سیگار پک میزنه هاعه میاد کنارش زل میزنه به بالا بچگونه میگه داری سیگار میکشی هیوکی‌؟🙁 بعد هیوک متحول میشه😌
همانا #قدرت_عشق 😎
هیوک جان بلخره ک اون دوست دراز مایکل نامت میفهمه برا دونگهه تو خونت زندگی شاهانه دست و پا کردی از همین الان بهش بگو اونم یخرده برا هاعه غش و ضعف بره ماعم اینجا خودمونو جر بدیم😂
این ساعته رو اول فک میکردم عقربه ایه هیچ جوره نفمیدم چرا گف هفت سه صفر😂 دوزاریم دیر افتاد😂
همشم فک میکردم یکی هاعه رو از اتاق بازیه میدزده میبره😐 غرق استرس شدم اصن😐😂
بغل اخر شبشون تو تخت منه تیکه پاره کرد چقد عاخه هیوک منلیه من مرگ😭😭😭
خداروشکر این قسمتم به خوبی و خوشی تموم شد پس کی هیوک ومپایر میشه😑😂
من برم هیوک پست گذاشت😰
فایتینگ 😎💙
پاسخ:
شرف ب درودت لی دونگهه XD
دیدی چ خرکی مشق مینوشت؟TTپدسوخته
من مرگ شدم برا فانتزیت راجب سیگار :| ینی مرگا:|
واای الان ب مایک میگی دراز ..بعدا ب ی  جایی میرسی ک دلت میخواد باش رل بزنی بس ک خوبه
تبدیل میشه ب کراشت :}
افرین اتفاقا غش میره براش 
تو همییییییین قسمت این اتفاق مرگ خواهد افتااااد
ومپایر دوس؟؟
تو قسمت ده دوازده میشه XD
ااا دیدی پز کادوهاشو داد تو پستش؟:|
سلاااااام...عررررردونگهه😭😭😭خیلی خوب بووووود...
شب بازم لباس هیوکوپوشید😭😭😭😭عاااالی بوووود
عزیزززم اونجا ک تنهاموندطفلی😭😭😭
هیوک چشه شقایق عرررر😭
فایتینگ عالی بوووود💙💙💙
پاسخ:
سلام مای شررررلوک
عی لامصبا انقد نپرسین هیوک چشه ممکنه احساسات در کنم کف و خون قاطی کنم همه چیو لو بدم
عخه من نمیتونم خودمو کنترل کنم -___- عرررر
مرسییی لطف داری ..عالی تویی
سلام چینگو جان خوبی؟  
عاقااااااا هیوک مریضه؟؟ چه بیماری داره؟ از همون قسمت اول درگیرش بودم ولی یادم رفت بپرسم... حالش خیلی بد نباشه 5 سالم تنها میمونه 😭😭😔😔😔
پاسخ:
سلام مسا مرسی تو خوبی؟
عاره هسTT ولی نمیگم چیه..ب زودی میفهمی
نگران نباش من مراقبشم:)
خدا اثاث کشی قسمت کسی نکنه😤😭بالاخره این قسمتو خوندمممم
شقایقققققق😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭💙💙💙💙شقایق این عالیهههه لنتی دوس دارم فقط بشینم نگاشون کنم اون هاعه کوچولوعه لواشکو😭چقد اخه خواستنیه 😭الهی فدا لباس پوشیدنش بشم من ک دوباره لباس هیوکو پوشیدددد😭😭😤😤😤😤
پاسخ:
وای من متنفرم از اثاث کشی یا خونه تکونی عاح-____-
جوووووووووووووووون
لواشک XD چ لقب خوبی..ترش و ملس و خواستنی*_*
لباس هیوکو دیگه در نمیاره اصن
عاااا شقایق من ی چیزی همین الان الان ب ذهنم رسید ...
نمیدونم یادته یا ن ک گفتم احتمالا هیوک سوپرنچراله و اینا ک تا دونگهه بزرگ‌میشه این هیچیش نمیشه و اینا ....ی احتمال اومد ت  ذهنم ک این هائه کوچولو مثلا یهو یچیزیش میشه ک از تو  داستان محو میشه و بعد ها هیوک با ی شخصی آشنا میشه ک خیلی شبیه هائه کوچولوئه ک میشه هائه اینقدی 😁(ینی هائه هم سن هیوک یا مثلا دو سه سال کوچیک تر)
(نمیدونم متوجه منظورم شدی یا ن 😐)
و ی چیز دیگ ک من مُردم براش ساعت خوندن هائه 😄ینی مُردمااااا
پاسخ:
سلاااااام نیک منننننن
وای باید بگم مو ب تنم سیخ گشت:||
ینی طرز فکرت و پیش بینیت عاااالی بود بت مفتخرم:)
گرچه نمیگم درسته یا ن ..ولی خیلی قشنگ بود خیلی خوشم اومد
اره فهمیدم منظورتو
دیدیییی چجوری خرکی ساعت میخونه؟قربونش برم*-*
ممنون
واقعا چقدر بده که آدم برا بغل کردن و ابراز احساسات دنبال بهانه ای باشه,اونم کی؟
دونگهه با اون حالت ملوس و تو دل برو, بالاخره هیوک کم آورد در مقابل دونگهه  مقاومتش شکست, 
امیدوارم با وجود فرشته ای مثل دونگهه تو زندگیش بیشتر به سلامتی و تحصلیش اهمیت بده.
ولی میترسم برعکس بشه و نخواد هیچوقت دونگهه رو از بغلش جدا کنه
شایدم همین بغل بغلا یه حرکت و یه تحولی در زندگی هیوک باشه
هر چند تا حالاشم دونگهه غوغا کرده تو زندگی هیوک
پاسخ:
سلامم
خب اخه هیوک کسیه ک تو عمرش ی ادم سرد و بی احساس و سخت گیر بوده..واسه همسن ابراز احساسات براش سخته...مخصوصا ب ی بچه ی کوچولو..عجیبه براش
ارههههه حتماااا این اتفاق میوفته حتما اهمیت میده
دقیقا..میشه گف ت غوغا:))
درووووود!!!!! چگونیای ؟
بازم 20 صفحه ایای خوشگلت!  😍 

باید توی ارامششون حل شد!! 
چقدررر خوشگل کنار هم ارومن خب!!! 
دنیای بچگونه و ناز دونگهه! 
ذوقش برای همه چی!!! 
شمردنش!!  نوشتنش! خنده هاش!  قایم شدنش پشت هیوک!

قربون خریداش!!! 
دل رو زده ب دریا, علاوه بر لیست بلند بالاش ,هرچی به چشمش میاد میخره! 
ساعت خرسی سفید! 😍
اصلا اصل خرید هم همینه, توی یه نگاه ببینیش ،دلتو ببره و بخریش! :/
انقد دوس دارم دونگهه همینجوری فکر و ذکر هیوک باشه که دیگه یادش بره یه سیگاری بود میکشید..
حداقل تعداد دفعاتش داره کم میشه!  😌

وقتی گفت خواب اوره قشنننگ ته دلم خالی شد ! 😨
هیوک چشه؟😓 بگووو من طاقتشو دارم ! :/
برای همینه که بیخیالی طی میکنه و بی توجه به دکترش, هی سیگار میکشه و روز میگذرونه ؟
دونگهه شد معجزه ی زندگیش!
امیدوارم بخاطر بودن با دونگهه هم که شده حواسش ب خودش باشه! 

هلاک چسبیدن دونگهه به هیوکم! 
خیلی شخصیت بانمک و دلچسبی داره..
با اون تیشرت گشاد هیوک که ازش دل نمیکنه..
وقتایی که بغل همن خیلیی نفسه..
اون از بیمارستان,این از خواب!
جووون به بغل گرم و امنشون !!! 😍

فدا مدای دیکتاتورمون!!! 😘💙

پاسخ:
آره لامصب انگار برنامه ریزی کردم همشون بیس صفحه باشن😂😂😂
سلام ب روی ماهت  تو خوبی بانو ؟ 
ایم گود..
اصلا عمدا همه چیو آروم نوشتم ک از زندگی قبلی پر استرس و مسخره شون رها شن..
وای آره دیدی:/ چ چیزا ک نخریدن..دیگه دمپایی و ساعت و وسایلا دیگه اصن چیزت واجبی نبود 
تو لیستم نبود ولی خرید براش😂😂😍😍💋💋

و دقیقا بخاطر بودن با دونگهه حواسش ب خودشم میشه:))))
معجزه س این بچه نیم وجبی ..اینو ب چشم میبینید.

نرگس اون لباسه رو اصن نمیخواد در بیاره😂😂😂😂با این ک هیوک براش لباس خریده بازم همونو میپوشه 
تو سگ سرما ، با لنگای لخت :||||

فدا مدا بمبمون💙
سلام
متأسفانه خلسه رو نخوندم و فکر میکردم چندشاتیه...بهرحال من از کارای شما فقط همون "دریای من" رو خوندم! که خیلی خوب بود :)

چقد شمردن دونگهه شبیه شمردن بچه یکی از گ//ی کاپلای هالیوودیه! :/ کپ کردم اصلا! باید کلیپش رو ببینید! :|

در حال حاصر تمام چیزی که ذهنم رو به خودش مشغول کرده اینه که هیوک قراره برای آینده چیکار کنه؟! تصمیم داره همینجور قائمکی دونگهه رو پیش خودش نگه داره؟؟ مگه میشه؟! پس آینده دونگهه چی؟؟ همچنان یه چیزی این وسط مبهمه! 

ممنون بخاطر آپ جدید :)
پاسخ:
سلام عززم 
تو قسمت فیکای تموم شده هستن اگه میخوای اونجا دانلودشون کن

واتتت گ.ی کاپل؟ اسمش چیه ؟0---0

آینده ی دونگهه وقتی تباه میشد ک اون شب هیوک از کنارش رد میشد و بی اعتنا ب صدای گریه هاش راهشو میرفت..
ولی همون تاملی ک کرد تغییر داد همه چیو..آینده ی دونگهه با این زندگی ای ک داری میبینی ازشون بهشته:)

خواهششش 
اوخی اونجاش که پشت هیوک قایم شده بود و فقط دستشو گوگولی کلاهش دیده میشد😢همه وسایلاشو چیده بود کنار دیوار😢
پاسخ:
از بس کوچولوعه*--------------------------*فداش بشممم
سلام^^ 
اول اینکه بگم آخیییییییش بالاخره بغلش کرد😌 اونجاش که هیوک تو بیمارستان بغلش کرد دقیقا فنارت هائه پاندا اومد جلو چشمم😂😍 
همشم فنارت میاد جلو چشمم😶😍 از بس که فیکت کیوته😍 
وااای دور از جونش هیوک مریضه چراااااا😭😭 بمیرم براش خا😭😭😭😭 
ای جانم فدای دونگهه بشم که لباس هیوکیشو به لباس تازه ترجیح میده😍😍😍
تا ااین فیک تموم نشده من از شدت ضعف کردنام برا این دوتا نمیرم خوبه😐😍
پاسخ:
سلام ببین کی اومده *-*
وای واقعا اخیش گفتن داره هااا
عزیزممم کدوم یکی فنارت هائه پاندااا؟
نگران هیوک نباش تا من هستمXD
تی شرت هیوکو خیلی دوس داره:)
خدا نکنههه بیا من تقویتت کنم
سلامی دوبارههه وااااای خیلی خوب بوووود دونگه کوچولووووو الهی لباس هیوکو میگرفت پشتش قایم میشد 😭😭😭😭فداش خو وای هیوکی جذااااببب جنتلمن لنتییی فقط به هائه کوچولوش میخنده 😭❤❤❤ میشه واسه جذابیش مرد😭 فقط یه چیزی مریضی هیوک‌چیه ؟🤔 درهر صورت خیلی قشنگ بود فایتینگ منتظر قسمت بعدم 😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🙈
پاسخ:
سلام ب روی ماهت ب چشمون سیاهتتت
اندازه نیم وجبه..دق کردم از بس کوچولوییش باعث شد هی پشت هیوک و نصف هیکل هیوک توصیفش کنم
ای ماااادرررررر
اونم میفهمی ب زودی فقط صبر کن
مرسیییییییییییی قشنگی از خودته
خسته نباشی وای چه خرید باحالی فدای اون کفش کوچولو اون ساعت عروسکی فدای او شمارش اعداش آخرش باحال تر بود ولی دل هیوکی ضعف کرد از حالش وای که وقتی عصبانی بود فقط با دیدن حالت دونگه پر کشید اون ناراحتیهای هیوکی از بدقولی و تنها گذشتن دونگه متنفره فدای اون تند راه رفتن که به دونگه برسه عزیزم چه زانوی زد چه آغوشی این آغوش دوست داشتم حتی زمان ناهار خودن ولی تو خانه امنیت احساس کرد چه بامزه لباس هیوکی پوشیده عزیزم از الان دلربایی میکنه بوس پیشونی که از عالی هم عالیتر بود .                 هیوکی و دونگه که دوست دارم شما هم با این نوشته فوق العاده دوست دارم مرسی عزیزم در انتظار ادامه بی صبرانه
پاسخ:
سلامت باشی گلم.دیدی گفتم چ قسمت خوبیه.هر قسمت روابطشون مخصوصا طرز برخوردای هیوک داره هی بهتر و بهتر میشه.
اوهوم خیلی ترسیده بود..اخه اون بچه ک زبون بقیه رو نمیفهمه تنهایی دوساعت چیکار کرده بیرون..
مرسییییییییی لطف داری
زود اپ میکنم
سلام عزیزم 
من که دلم کم کم برای خوشمزگی های دونگهه داره ضعف میره اخه تو چقد خواستنی  ناز نازی چقد شیرین هیوک اعداد ریاضی بهش یاد میداد تصور دستای کوچولوش رو کاغذ فداش بشم تلاشش  برای یاد گرفتن رو بخولم 
روابطشون و احساساتشون بهم داره عمیق وعمیق تر میشه 
مریضی هیوکو دوست ندارم خیلی گناه داره ولی به خاطر دونگهه دلیلش برای زندگی اونو حتم دارم شکست میده مریضیش یعنی چی میتونه باشه🤔🤔
گریه های دونگهه دلمو اتیش زد فرشته گریه نکن  مگه میتونه تو رو تنهات بزاره تو الان دیگه  جونت به جون هیوکیت بسته است مگه دلش میاد تنهات بزاره 
اما شیطونیاش داره شروع میشه چرا لباسای خودتو که هیوکی تازه برات خریده رو نمیپوشی وروجک میری تی شرت گشاد هیوکیتو میپوشی تا پاهای لختت دیده بشه هیوکو از راه بدر کنی تو از الانم تو دل برویی از الان براش نقشه داری میخوای چیکار کنی نیم وجبی ها فداش شم تو تکی 😍😍😘😘😘😘❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤👌👌
فوق العاده بود در انتظار قسمت های بعدیش می مونم 

پاسخ:
سلام فائزه جان
وای من صحنه ی مشق نوشتنشو انقد دوس داشتم ک نگو..بیشتر از اون طرز نگته دوس داشتنی و پرتحسین هیوکو دوس داشتم..چشام قلب شد اصن..
عاره دقیقا زدی تو هدف..هیوک مریضه ولی اومدن دونگهه تو زندگیش با ارزش ترین چیزشو نجات میده..زندگیشو..
ترسیده بود فک میکرد هیوک عین باباش تنها گذاشتشTT
لباسه هیوکو بیشتر از لباس خوابایی ک سایز خودشن دوس داره:)
لطف داری عزیزمم فوق العاده بودن از شماس*-*
سلام دستمریزاد بانو 
عالیه
حتی اگر نخوام از داستان خوبش تعریف کنم
نمیتونم از قلم خوبت تعریف نکنم ک این قدر خوب صحنه ها رو پردازش میکنه تا قابل لمس بشن

فقط من موندم این علاقه و این تفاوت سنی چطوری میخواد ریل بشه😕
پاسخ:
سلام باانوی دوم
*نعره کشان سر بر بیایان مینهد*

تو فک کن یه درصد من ریلش نکنم:)
یه چیز دیگههههههههههههههههههه
اینو نپرسم خابم نمیبره
بیماری هیوک چیه؟؟؟؟؟؟
لطفا لاعلاج نباشهههه😭😭😭😭
من طاقت ندارم هیکی مریض باشهههه😭😭😭😭
خوبش کن لدفاااااا🙏🙏🙏😭😭😭😭
پاسخ:
نمیگممم
از من نخوته ک لو بدم
ولی خوبش میکنم نگران نباش
فیک هپی انده باباا
ای وای دیدی باز یادم رفت یه چیزی بپرسم😐😐
میخواستم بگم برنامت برای اپ هات چه جوریه؟؟؟
برنامه ی خاصی داری یا هرموقع که تونستی مینویسی؟؟
اخه اینقدر خوبه که ادم له له میزنه ببینه بعدیش کی میشه
فک کنم هر خط رو پنج بار میخوندم و دوباره به صفحه نگاه میکردم که تموم نشه😂😂
هر روزم دارم هی چک میکنم ببینم کی میاد
فک کنم ایمجوری ادامه پیدا کنه رسما خل میشم😂😂😂
پاسخ:
آپا منظمه دیگه..مگه دقت نکردی؟
شنبه ها و چهارشنبه ها آپ میکنم فعلا
وای اینو ک گفتی جگرم حال اومد
مرسی انگیزه*-*
😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐
خب میخاستم فردا نظر بزارم ولی دلم نیومد همین الان میزارم که فردا چیزی یادم نره
هعییییییییییییییییییییی
هیوک خیلی خوبهههه😭😭😭😭
تو بیمارستانشون عالی بوددد👍👍👍😭😭
عاشق اون صحنه شدم که هیوک نشست تا دونگهه رو بغل کنههه
خوابشونو نگووووو
اصلا این چند صفحه اخرش که ترکیدم
قطعه قطعه شدم نصف شبی
باز هعییی بگو کاری نمیکنم کههه
جان من بیا یه قصابی شقایق باز کن😂😂😂
خیلی میگره👍👍👍
کشتت مرده هم که فراوووووونننن
چه شود😀😀😀
عالیه عالی و همینطور منفجر کننده مثل همیشه👍👍👍💙💙💙
پاسخ:
به بههههه چقد خوب *-------*
هیوک خیلی خوبه..اصن مگه میشه هیوک خوب نباشه؟:)
اره بغلش کرد..حتی با این ک تو عمرش از کسی معذرت نخاسته بود واسه اولین بار بخاطر این بچه معذزت خواست..
خدا نکنههه
من کاری کردم؟؟ من؟؟ *قیافه ی گربه ی شرک*
باش قصابی وا میکنم اسمش میذارم ایونهه ی قاتل:|
مررسسییی من ذوق
سینه بزنیننننن فیک شقایق آپ شد😭😭😭💙💙
عاقا من الان خیلی خوابالو ام صب میخونم سر حال ک باحال عر بزنم😂😭💙
پاسخ:
تو رو تخم چش من بخون
واااای شقاااایق من مُردم ک 😀
ینی دیوونه این دوتا شدم آخرش ی کاری دست خودم میدم 😢
هیوووووووک😭😭😭
پسرم چشههههه؟!!!با من صادق باش من طاقتشو دارم😢
واااای خدا دلم رفت ک !!!
اونجایی ک دکتره آمپول زد بهش ک بعد خوابش برد ی جوری تعریف کردی ک با خودم گفتم الانه ک دکتره هیوکو آرررره 😐 (اصلا منحرف نیستما ولی یهو تصوراتم قاطی صد) بعد یهو نیمه خوبم اومد زد پس سرم گفت تموم کن این افکار کثیفتو 😐 و تموم کردم و دیدم نههههه دکتره خوبه!!!!
وااااای خدا من برم برای این دوتا بمیرم 
مرسی کلیییی
پاسخ:
سلام نیییییک 
نمیر اقا
نگران نباش..نمیگم هیوک مریضی نداره ..داره خب ولی همین بیماریشه ک باعث اتفاق مهمه تو داستان میشه!
نههههه خنگول دکتر ک عموی هیوکه..جای باباشو داره..هیوکو از بچگی بزرگ کرده..این چ فکراییه ک میکنی-___-
نمیر اقا نمییییییر 
خواهششش
وای بلاخرهههههههه وااهاهاهای بوسش کرد کوشولورووووو😭💙 وای خداااا هیوک خیلی جذابه 😑 خیلی 😑 خیلییییی😑😑😑😑
پاسخ:
عاره دیدییییییی؟*-*
اصن بیا من  و تو برای جذابیت هیوک بمیریم روی اونایی ک برا کیوتی دونگهه جر میخورن کم کنیم*_*

آنیوووو😍😊
واااااااااای هیووووووک اخهههه چرااا باید مریض باشههه خدااایا😰😭😪
ولی کم کم داره میفمه باید چیکا کنههه ها جذاب من 😻
عاشقشوونم لنتیاااا🤭
دَمَت جیــــز💋💪🏻 
پاسخ:
هلوووو
چون اصن قسمت مهم داستان همین مریض بودنه هیوکه
عارههه خیلی چیزا یاد میگیره فداش شم
دم تو هات*-*

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی